سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٥٠٦
امام(عليه السلام) ناچار پيشنهاد مأمون را پذيرفت و فرمود:
«من به اين شرط ولايتعهد تو را مى پذيرم كه هرگز در امور ملك و مملكت مصدر امرى نباشم و در هيچ يك از امور دستگاه خلافت، همچون عزل و نصب حكام و قضاء و فتوا، مداخله اى نداشته باشم».[١]
مقام وليعهدى كه هرگز به انجام نرسيد
مردم «مرو» خود را براى روزه دارى ماه مبارك رمضان سال ٢٠١هجرى آماده كرده بودند كه خبر وليعهدى امام(عليه السلام) منتشر شد و همه، اين بشارت را با سرورى آميخته به شگفت تلقى كردند.
روز دوشنبه هفتم ماه رمضان منشور وليعهدى به خط مأمون نگاشته شد و در پشت همان ورقه حضرت على بن موسى الرضا(عليه السلام) نيز با ذكر مقدمه اى پر از اشاره و ايماء قبولى خود را اعلام فرمود، ولى يادآورى كرد كه اين امر به انجام نمى رسد!! وآن گاه در كنار همان مكتوب، بزرگان و فرماندهان كشورى و لشگرى همچون: يحيى بن اكثم، عبدالله بن طاهر، فضل بن سهل، اين عهدنامه را گواهى نمودند.[٢]
آن گـاه تشـريفـات بيعـت، طـى مـراسمـى شكـوهمنـد در روز پنجشنبـه دهـم مـاه بـه عمـل آمـد و حضرت بر مسند وليعهدى جلوس فرمود. اولين كسى كه به دستور خليفه دست بيعـت به امـام(عليه السلام) داد، «عبـاس» فـرزند مأمـون بود و پـس از او «فضل بن سهل» وزير اعظم، «يحيى بن اكثم» مفتى دربـار، «عبدالله بن طاهر» فرمانده لشگر و سپس عموم اشراف و رجال بنى عباس كه حاضر بودند، با آن حضرت بيعت كردند.[٣]
[١] طبرسى، إعلام الورى باعلام الهدى، ص ٣٣٤ شيخ مفيد، الإرشاد، ص ٣١٠.
[٢] على بن عيسى اربلى مى گويد: من اين عهدنامه را به خط امام و مأمون در سال ٦٧٠ هجرى مشاهده كردم. وى متن آن را نسخه بردارى نموده دركتاب خود، كشف الغمّة، آورده است (ج٣، ص١٢٣ـ ١٢٨).
[٣] محقق، سيد على، زندگانى پيشواى هشتم، امام على بن موسى الرضا(عليه السلام)، ص ٨٢ ـ٨٧.