سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٤٣٧
سخنان منطقى و بى غرضانه او ترتيب اثر نمى داد.
يعقوب كه از فساد و آلودگى دربار خلافت و بوالهوسى خليفه رنج مى برد، وقتى مشاهده مى كرد كه اطرافيان مهدى در قصر خلافت اسلامى! و درحضور وى بساط مى گسارى گسترده اند، مى گفت:
«آيا براى همين كارها وزارت را به عهده من گذاشته و مرا به اين سمت منصوب كرده اى؟ آيا صحيح است كه بعد از پنج نوبت اقامه نماز جماعت در مسجد جامع، بر سر سفره شراب بنشينى؟!».
ولى نديمان خليفه كه عادت كرده بودند با بيت المال مسلمانان، شب و روز بـه خوشگذرانى بپردازنـد، سخنـان يعقـوب را بـه باد تمسخـر گرفته مهـدى را به باده گسارى تشويق مى كردند و گاهى به زبان شعر مى گفتند:
فَدَعْ عَنْكَ يَعْقُوبَ بْنَ داوُدَ جانِبـاً *** وَاَقْبِلْ عَلى صَهْباءَ طَيِّبَةَ النّشْرِ
: يعقوب و سخنان او را رها كن و با شراب گوارا دمساز باش![١]
اين روش مهدى موجب گسترش دامنه آلودگى و لااُبالى گرى در جامعه اسلامى گرديد و اشعار و غزل هاى بى پرده و هوس انگيز شُعرايى مثل «بَشّار» همه جا دهن به دهن گشت و آتش به خرمن عفت و پاكى جامعه زد و صداى اعتراض بزرگان و افراد غيور از هر سو بلند شد.[٢]
خليفه كه سرگرم خوشگذرانى هاى خود بود، از آگاهى به وضع مردم دور ماند و در نتيجه فساد و رشوه خوارى رواج يافت و مأموران ماليات، عرصه را برمردم تنگ كردند. خود وى نيز بناى سخت گيرى گذاشت و براى نخستين بار ماليات هايى بر بازارهاى بغداد بست[٣] و زندگى كشاورزان فوق العاده پريشان گشت و از شدت فشار و سختى به ستوه آمدند.[٤]
[١] ابن اثير، الكامل فى التاريخ، ج٦، ص ٧٣; ابن طقطقى، الفخرى، ص ١٨٥.
[٢] شـريف القـرشـى، باقـر، حياة الإمام موسى بن جعفر، ج١، ص ٤٣٦.
[٣] ابن واضح، تاريخ يعقوبى، ج٣، ص١٣٧.
[٤] باقر شريف القرشى، حياة الإمام موسى بن جعفر، ج١، ص ٤٤٢.