سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٣٧١
شاگردان امام از نقاط مختلف همچون كوفه، بصره، واسط، حجاز و امثال اين ها و نيز از قبائل گوناگون مانند: بنى اسد، مخارق، طىّ، سليم، غطفان، اَزُدْ، خُزاعـه، خثعم، مخـزوم، بنى ضـبّه، قريش بهويژه بنى حارث بن عبدالمطلب و بنى الحسن بودند كه به مكتب آن حضرت مى پيوستند.[١]
در وسعت دانشگاه امام همين قدر بس كه «حسن بن على بن زياد وشّاء» كه از شاگردان امام رضا(عليه السلام) و از محدثان بزرگ بوده (و طبعاً سال ها پس از امام صادق(عليه السلام)زندگى مى كرده)، مى گفت: در مسجد كوفه نهصد نفر استاد حديث مشاهده كردم كه همگى از جعفر بن محمد حديث نقل مى كردند.[٢]
بـه گفتـه «ابـن حجـر عسقـلانـى» فقها و محدثانى همچون: شعبه، سفيان ثورى، سفيان بـن عيينه، مالك، ابـن جريح، ابـوحنيفه، پسر وى موسى، وهيب بـن خالـد، قطـان، ابـوعاصـم، و گروه انبوه ديگـر، از آن حضـرت حـديث نقـل كرده اند.[٣]
«يافعى» مى نويسد: او سخنان نفيسى در علم توحيد و رشته هاى ديگر دارد. شاگرد او، «جابر بن حيان»، كتابى شامل هزار ورق كه پانصد رساله را در بر داشت، تأليف كرد.[٤]
امام صادق(عليه السلام) هريك از شاگردان خود را در رشته اى كه با ذوق و قريحه او سازگار بود، تشويق و تعليم مى نمود و در نتيجه، هركدام از آن ها در يك يا دو رشته از علوم مانند: حديث، تفسير، علم كلام، و امثال اين ها تخصص پيدا مى كردند.
گاهى امام، دانشمندانى را كه براى بحث و مناظره مراجعه مى كردند، راهنمايى مى كرد تا با يكى از شاگردان كه در آن رشته تخصص داشت، مناظره كنند.
[١] حيدر، اسد، همان كتاب، ص ٣٨.
[٢] نجاشى، فهرست اسماء مصنفى الشيعه، تحقيق: سيد موسى شبيرى زنجانى، ص ٣٩ و٤٠.
[٣] تهذيب التهذيب، ج١، ص ٨٨.
[٤] مرآة الجنان، ج٢، ص ٣٠٤.