سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٣٣١
مسئله اى پرسيد، بگوييد كتاب خدا (قرآن) در ميان ما و شما است، حلالش را حلال و حرامش را حرام به شماريد.[١]
خليفه دوم براى جلوگيرى از نوشتن احاديث پيامبر(صلى الله عليه وآله) طى بخشنامه اى به تمام مناطق اسلامى نوشت: «هركس حديثى از پيامبر(صلى الله عليه وآله) نوشته، بايد آن را از بين ببرد».[٢]
وى تنها به صدور اين بخشنامه اكتفا نكرد، بلكه به تمام ياران پيامبر(صلى الله عليه وآله)و حافظان حديث اكيداً هشدار داد كه از نقل و كتابت حديث خوددارى كنند! [٣]
خليفه در اين باره تنها به سفارش و تأكيد اكتفا نمى كرد، بلكه هركس را كه اقـدام بـه نقل حديثى مى نمـود. به شدت مجـازات مى كـرد، چنان كه روزى بـه «ابن مسعود» و «ابودَرْداء» و «ابوذر»، كه هرسه از شخصيت هاى بزرگ صدر اسلام بودند، گفت: اين حديث ها چيست كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) نقل مى كنيد؟ و آن گاه آن ها را زندانى كرد، اين سه تن تا هنگام مرگ عمر، در زندان به سر مى بردند![٤]
اين گونه كيفرها و سختگيرى ها باعث شد كه ساير مسلمانان نيز جرأت نقل و كتابت حديث را نداشته باشند.
توجيهات نامقبول
در اين جا اين سؤال پيش مى آيد كه آيا علت ممنوعيت نقل و ضبط حديث چه بود؟ و خليفه دوم به چه مجوزى، اين امر را ممنوع اعلام كرد؟ در صورتى كه همه مى دانيم احاديث (گفتار پيامبر) مانند قرآن حجت بوده و پيروى از آن، بر همه مسلمانان واجب است. و قرآن درباره كليه مطالبى كه پيامبر مى فرمود، (اعم از قرآن، كه گفتار خدا و حديث، كه الفاظ آن از خود پيامبر، ولى مفاد آن مربوط به
[١] شمس الدين ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج١، ص ٣.
[٢] ابوريّه، محمود، اضواء على السنة المحمدية، ص ٤٣.
[٣] ذهبى، همان كتاب، ص٧; ابن ماجه، سنن، بيروت، دار احياء التراث العربى، ج١، ص ١٢.
[٤] حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين ، ج١، ص ١١٠. در تذكرة الحفاظ (ج١، ص٧) به جاى ابوذر، ابومسعود انصارى نام برده شده است.