سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٣٣٠
از سادات فاطمى پس گرفت و تيول بنى اميه قرار داد![١]
«صدوق» در كتاب «الخصال» نقل مى كند كه عمر بن عبدالعزيز فدك را در جريان سفر به مدينه در ديدارى كه با حضرت باقر(عليه السلام) داشت، به او مسترد كرد.[٢]
گويا با توجه به اين گونه خدمات عمر در رفع برخى مظالم از خاندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)بود كه امام باقر(عليه السلام)مى فرمود:
«عمر بن عبدالعزيز نجيب دودمان بنى اميه است...» .[٣]
حكومت عمر بن عبدالعزيز، در حدود دو سال، طول كشيد.گفته اند بنى اميه او را مسموم كردند و به هلاكت رساندند.[٤]
تاريخچه منع نگارش حديث توسط خلفا …
ممنوعيت نوشتن حديث
به دنبال انحراف هاى عميقى كه پس از رحلت پيامبر در جامعه اسلامى به وقوع پيوست، حادثه اسف انگيز ديگرى نيز رخ داد كه آثار شوم و زيانبار آن مدت ها بر جهان اسلام سنگينى مى كرد و آن عبارت از جلوگيرى از نقل و نوشتن و تدوين «حديث» بود.
با آن كه حديث و گفتار پيامبر بعد از قرآن مجيد در درجه دوم اهميت قرار گرفته است و پس از كتاب آسمانى بزرگ ترين منبع فرهنگ اسلامى به شمار مى رود، و اصولاً اين دو، از هم قابل تفكيك نمى باشند، خليفه اول و دوم به مخالفت با نقل و تدوين حديث برخاستند و به بهانه هاى پوچ و بى اساس و در واقع با انگيزه هاى سياسى كه در ادامه، توضيح خواهيم داد ـ از هرگونه فعاليت مسلمانان در زمينه نقل و كتابت حديث به شدت جلوگيرى نمودند.
ابوبكر گفت: از رسول خدا چيزى نقل نكنيد و اگر كسى از شما درباره
[١] ابن واضح، همان مأخذ، ص ٥٠.
[٢] الخصال، باب الثلاثة.
[٣] سيوطى، همان مأخذ، ص ٢٣٠.
[٤] ابن عبدربه، عقد الفريد، ج٤، ص٤٣٩.