سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٩٨
عاص، و مُغيرة بن شعبه از مزدوران معاويه براى جعل حديث برضد على(عليه السلام)بوده است.[١]
٤. زهرى نقل مى كند كه: رسول خدا يك بار شبانه وارد خانه على و فاطمه شد و گفت: آيا نماز نمى خوانيد؟ على(عليه السلام) گفت: اختيار ما دست خداست، اگر بخواهد ما را (براى اين كار) برمى انگيزد. رسول خدا با شنيدن اين سخن، چيزى نگفت و برگشت. در اين هنگام على شنيد كه رسول خدا به ران خود مى زند و مى گويد: «وَ كانَ الإِنْسانُ اَكْثَرَ شَىء جَدَلاً»[٢]: «انسـان بيـش از هـر چيـز بـه جـدل مى پردازد».[٣]
او با جعل و نقل اين جريان بى اساس، على(عليه السلام) را يك فرد جبرى و اهل جدل معرفى مى كرد! دروغ بودن اين حديث به قدرى آشكار است كه از هرنوع نقد و بررسى بى نياز است. شگفتا! وليد كعبه و قتيل محراب، با پيامبر در باب خواندن نماز جدل مى كند؟!
٥. زهرى از زبان على(عليه السلام) جريانى به اين مضمون نقل مى كند كه: شتر پيرى داشتم كه پيامبر اسلام آن را بابت سهم من از غنائم جنگ بدر داده بود. هنگامـى كــه خواستم با فاطمـه، دخـتر پيامبـر عروسـى كـنم، بـا مــرد رنگـرزى از قبيلـه «بنـى قينـقـاع» قـرار گذاشتم تا با من به صحرا برود و من به كمك او گياه «ازخر» جمع آورى كرده بياورم و آن را به رنگرزها فروخته هزينه وليمه عروسى را تأمين كنم. براى اين منظور، سرگرم آماده سازى جهاز شترها و تهيه جوال و طناب و امثال اين ها بودم و شترها را كنار خانه يكى از انصار خوابانده بودم كه ناگهان ديدم كوهان شترها قطع شده و تهى گاه آن ها شكافته شده و جگرشان بيرون كشيده شده است! وقتى اين منظره را ديدم، سخت ناراحت شدم و گفتم:
[١] ابن ابى الحديد، همان مأخذ.
[٢] كهف: ٥٤.
[٣] بخارى، صحيح بخارى، ج٩ (كتاب الإعتصام بالكتاب و السنة)، ص١٠٦ سيد عبدالحسين شرف الدين، اجوبة مسائل جارالله، ص٦٩ ابونعيم اصفهانى، حلية الأولياء، ج٣، ص ١٤٣.