سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٩٣
خويش، كوشش مى كردند كه محدثان و علماى دينى را به دربار خود جذب كرده آنان را وادار سازند تا احاديثى را از زبان پيامبر اسلام يا صحابه بزرگ آن حضرت به نفع آنان جعل كنند و بدينوسيله زمينه ذهنى و فكرى پذيرش حكومت آنان را در جامعه آماده سازند.[١]
بر اين اساس، هدف خلفاى اموى از جذب زهرى، استفاده از وجود و موقعيت دينى او بود. او نيز خود را كاملاً در اختيار آنان قرار داد و به نفع آنان كتاب نوشت و حديث جعل كرد و از اين طريق به اهداف شوم آنان كمك فراوانى كرد. شخصى به نام «معمر» مى گويد: ما خيال مى كرديم از زهرى احاديث بسيارى نقل كرده ايم; تا آن كه وليد (بن عبدالملك) كشته شد، پس از كشته شدن او، دفترهاى زيادى را ديديم كه بر چهارپايان حمل و از خزينه هاى وليد خارج مى شد و مى گفتند: اين، دانش زهرى است.[٢] يعنى، زهرى آن قدر كتاب و دفتر براى وليد به خواسته او از حديث پر كرده بود كه وقتى خواستند آنها را از خزانه وليد خارج كنند، ناچار بر چهارپايان حمل كردند!
خود زهرى مى گويد: در آغاز، ما از نگارش دانش ناخشنود بوديم تا آن كه اميران و حكم رانان، ما را وادار به نوشتن آن نمودند (تا به صورت كتاب درآيد)، سپس ما چنين انديشيديم كه هيچ مسلمانى را از اين كار منع نكنند (و علم و دانش نوشته شود).[٣]
«ابن كثير» مى نويسد: كسى كه زهرى را وادار به نوشتن حديث كرد، هشام بن عبدالملك بود، و از آن روز كه زهرى كتاب نوشت، مردم نيز شروع به نوشتن احاديث كردند.[٤]
[١] (آيت الله) خامنه اى، سيد على، پژوهشى در زندگى امام سجاد، ص ٥٦.
[٢] ابن كثير، همان مأخذ، ج٩، ص ٣٤٦; ابن سعد، همان مأخذ، ج٢، ص ٣٨٩; شمس الدين ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج ١، ص ١١٢.
[٣] ابن سعد، همان مأخذ، ج٢، ص ٣٨٩; ابن كثير، همان مأخذ، ج٩، ص ٣٤١.
[٤] ابن كثير، همان مأخذ، ج٩، ص ٣٤١.