سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٧٨
در مدينه مجالس رقص و آواز مختلط تشكيل مى شد بدون آن كه در ميان زنان و مردان پرده اى باشد.[١]
«عايشه» دختر «طلحه» بزم هاى مختلط ترتيب مى داد و در آن «عِزَّةُ الميلاء» آواز مى خواند .[٢]
حتى كار به جايى رسيده بود كه وقتى يكى از مشهورترين زنان آوازه خـوان آن عصـر بـه نـام «جميله» سفرى به مكه كرد، در طول مسير، آن چنان از وى استقبال شد كه در مورد هيچ مفتى و فقيه و محدث و مفسر و قاضى و زاهدى سابقه نداشت! داستان اين سفر را چنين نقل مى كنند:
هنگامى كه جميله به قصد حج از مدينه حركت كرد، گروهى از مردان خنياگر نامدار آن زمان همچون: «هيت، طُويس، دلال، بردالفؤاد، نومة الضحى، رفنــد، رحمة، هِبـة الله، معبـد، مالك، ابن عائشه، نافـع بـن طُنبوره، بُديـح المليـح و نافع الخير» (كه تعداد آنان را تا سى نفر نوشته اند).و نيز گروهى از زنان خنياگر همچون: «فرِهه، عزّة الميلاء، حبّابه، سلاّمه، حُليده، عُقيله، شمّاسيه، فرعه، بلبله، لذّة العيش، سُعيده و زرقاء» او را مشايعت كردند و گروهى او را تا آخر سفر همراهى كردند!.
هنگـامى كـه كـاروان جميلـه نـزديك مكـه رسيـد، از طـرف گـروهـى از اشـراف مكـه و ديگـران مـورد استقبـال گـرم قـرار گـرفت و چون به مدينه بازگشت، از طرف اهالى مدينه و مردان و زنان اشراف استقبال شـد و چنـان شور و هلهله اى به وجود آمد كه اهالى مدينه بر در خانه ها صف كشيـده اين صحنـه را تماشا مى كردند.[٣]
اين داستـان نشـان دهنـده گـوشـه اى از سقـوط ارزش هـا در جـامعـه مـدينـه در آن عصـر اسـت. افـرادى كـه در ايـن سفـر جميلـه را بـدرقـه كـردند،
[١] شريف قرشى، همان مأخذ، ج٢، ص ٤١٠.
[٢] شريف قرشى، همان مأخذ، ص ٤١١.
[٣] ابـوالفـرج، همـان مأخـذ، ج٨، ص ٢٠٨ ٢١٠; كحـالـة، عمر رضا، اعلام النساء، ج١، ص ٢١١ـ ٢١٤; دكتر شهيدى، سيدجعفر، زندگانى على بن الحسين، ص ١٠٤.