سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٦٠
ورود حجاج به «بصره» نيز همچون ورود وى به كوفه بود. «ابن قُتيبه دينورى» ورود او را به «بصره» چنين توصيف مى كند:
حجاج همراه دو هزار نفر از سپاهيان شام و طرفداران آنان و چهارهزار نفر از نيروهاى متفرقه، رهسپار بصره شد. هنگام ورود به بصره، دو هزار نفر از آنان را همراه برد و تصميم گرفت روز جمعه هنگام نماز وارد شهر شود. او به همراهانش دستور داد مسجد را محاصره كننـد و در كنـار هـر يك از درهاى مسجد كـه بالـغ بر هيجده در بود، صد نفر بايستند و شمشيرهايشان را زير لباس پنهان سازند. آن گاه به آنان گفت: به محض آن كه در داخل مسجد سر و صدا بلند شد، هركس خواست از مسجد بيرون برود، كارى كنيد كه سر بريده اش جلوتر از تنش بيرون رود!
مأموران در كنار درها مستقر شدند و به انتظار ايستادند. حجاج همراه دويست نفر مسلح كه صد نفرشان پيشاپيش وى، و صد نفر ديگر پشت سر او حركت مى كردند و شمشيرها را زير لباس هايشان پنهان ساخته بودند، وارد مسجد شد. خود او نيز شمشير خويش را زير لباس مخفى ساخته بود.
حجاج به آنان گفت: وقتى وارد مسجد شديم، من براى مردم سخنرانى خواهم كرد و آن ها مرا سنگ باران خواهند ساخت، وقتى كه ديديد من عمامه را از سرم بر داشتم و بر زانوهايم گذاشتم، شمشير را از نيام بكشيد و آن ها را از دم تيغ بگذرانيد!
با اين نقشه، وقتى كه موقع نماز رسيد، او برفراز منبر نشست و طى سخنانى گفت: «...اميرالمؤمنين (عبدالملك) مرا به حكمرانى شهر شما و تقسيم بيت المال در ميان شما منصوب كرده است، و به من دستور داده است كه به داد مظلومان برسم و ظالمان را كيفر دهم، نيكوكاران را تقدير و بدكاران را مجازات كنم... خليفه وقتى مرا به اين سمت منصوب كرد، دو شمشير به من داد: يكى شمشير رحمت، و ديگرى شمشير عذاب و كيفر. شمشير رحمت در راه از دستم افتاد، اما