سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٢٦
با پيامبر بيعت نمود، در بدر و حُنين شجاعانه جنگيد، و لحظه اى به خدا كفر نورزيد، من فرزند كسى هستم كه صالح ترين مؤمنان، وارث پيامبران، نابود كننده كافران، پيشواى مسلمانان، نور مجاهدان، زيور عابدان، فخر گريه كنندگان (از خشيت خدا)، شكيباترين صابران، بهترين قيام كنندگان از تبار ياسين فرستاده خداـ است.
نياى من كسى است كه پشتيبانش جبرئيل، ياورش ميكائيل و خود، حامى و پاسدار ناموس مسلمانان بود. او با مارقين (از دين بدر رفتگان) و ناكثين (پيمان شكنان) و قاسطين (ستمگران) جنگيد، و با دشمنان كينه توز خدا جهاد كرد. منم پسر برترين فرد قريش كه پيش از همه به پيامبر گرويد و پيشگام همه مسلمانان بود. او خصم گردن كشان، نابود كننده مشركان، تيرخدايى براى نابودى منافقان، زبان حكمت عابدان، يارى كننده دين خدا، ولى امر خدا، بوستان حكمت الهى، و كانون علم او بود...
سپس فرمود:
منم پسر فاطمه زهرا(عليها السلام) ، منم پسر سرور زنان... امام در معرفى خود، و در حقيقت: معرّفى شجره نامه امامت و رسالت، آن قدر داد سخن داد كه صداى گريه و ناله مردم بلند شد.
يزيد ترسيد شورشى برپا شود، لذا به مؤذّن دستور داد تا اذان بگويد. مؤذّن به پا خاست و اذان را شروع كرد و گفت:
الله اكبر، الله اكبر.
امام فرمود: بلى هيچ چيز از خدا بزرگ تر نيست، و چون موذن گفت: اشهد ان لا اله الله، گفت: بلى مـو و پوست و گوشت و خون من به يگانگى خدا شهادت مى دهند. همين كه مؤذّن گفت: اشهد ان محمداً رسول الله(صلى الله عليه وآله)، امام از بالاى منبر رو به يزيد كرد و گفت: يزيد! آيا محمد(صلى الله عليه وآله) جد من است يا