سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٢
خليفه در اختيار مسلمانان بود، تعيين اين دوازده خليفه به صورت كلى، يا مقيد به اين كه از بنى هاشم خواهند بود، با آن اصل منافات خواهد داشت. در احاديث مزبور، نه تنها شمار و خصوصيات جانشينان آن حضرت معين شده است، بلكه پيامبر در مراحلى از زندگى خود اسامى آن ها را نيز يادآور شده و نخستين خليفه را از همان آغاز ابلاغ رسالت خود تعيين فرموده است. حادثه معروف «يوم الدار»[١] در سال سوم بعثت و رويداد مشهور غدير، گواه بر اين گفتار است.
در اين جا ما به رمز لزوم تعيين خليفه از سوى خداوند، به صورت گذرا اشاره مى كنيم و آن اين كه طرح صحيح و سالم براى بقاى مكتب و جلوگيرى از هر نوع اختلاف و دو دستگى ميان امت، اين بود كه رسول گرامى از طريق وحى جانشين و يا جانشينان خود را معيّن كند و موضوع را به انتخاب و گزينش مردم واگذار ننمايد، زيرا از دو نظر اين واگذارى صحيح نبود: نخست آن كه شيوه زندگى اجتماعى آنان كه تأثير پذيرفته از نظام عشيره اى بود ـ به گونه اى نبود كه فرد فرد آحاد جامعه، در انتخابات شركت جسته و به اصطلاح با آزادى و دموكراسى، فرد لايق را انتخاب كنند. ديگر آن كه: مثلثى از دشمنان اين حكومت جوان، در كمين بودند كه آن را واژگون سازند و در چنين جامعه و محيطى بقاء و تداوم مكتب، صد در صد در گرو تعيين جانشين از سوى رهبر و ايدئولوگ نهضت است و واگذارى اين امر به گزينش مردمى كه هنوز به رشد اجتماعى و استقلال فردى لازم نرسيده و در چارچوب نظام قبيلگى، از شيوخ قبائل خط مى گيرند ـ نه تنها نتيجه بخش نبوده و به انتخاب اصلح نمى انجامد، بلكه مايه دو دستگى و انحراف مى گردد. اينك هر دو عامل را به گونه اى مشروح مى آوريم:
١. شيوه زندگى مردم در شبه جزيره عربستان
زندگى مردم شبه جزيره، زندگى قبيلگى و عشايرى بود. در چنين محيطى مقولاتى نظير دموكراسى، آزادى رأى و احترام به رأى افراد، بى معناست. بديهى
[١] تفصيل رويداد «يوم الدار» را در اين كتاب، ص٣٩ مى خوانيد.