سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ٢٠
خليفة»[١] و بنا به نقل ديگر فرمود: «لايزال هذا الدين عزيزاً منيعاً إلى اثنى عشر خليفة»;اين دين همچنان عزيز وآسيب ناپذير مى ماند، مادام كه دوازده خليفه رهبرى آن را در دست گيرند.
ما مجموع احاديثى را كه اهل سنت پيرامون اين دوازده خليفه نقل كرده اند، در كتاب «بحوث فى الملل والنحل» آورده ايم.[٢]
در عين حال، مفسران احاديث اهل سنت در معرفى اين دوازده جانشين با سردرگمى عجيبى رو به رو شده و هرگز نتوانسته اند يك گروه دوازده نفره به هم پيوسته را، كه عزت و عظمت اسلام به وسيله آنان تضمين شده باشد، معرفى كنند. زيرا همگى مى دانيم كه پس از عصر خلافتِ خلفاى چهارگانه، خلافت اموى ها آغاز شد و هيچ تاريخ نگار مطلّع و منصفى نمى تواند معاويه و فرزند او يزيد و مروان بن حكم را جزء اين دوازده خليفه اى معرفى كند كه مايه عزت و عظمت اسلام مى باشند. پس از سپرى شدن دوران اموى ها، عصر سياه بنى عباس آغاز شد كه آن نيز به نوبه خويش جنگ ها و خونريزى ها و آدم كشى هاى فراوانى را به دنبال داشت، بنابراين خلفاى عباسى را نيز هرگز نمى توان مصداق اين دوازده خليفه پيامبر دانست. در اين ميان، تنها گروهى كه مى تواند، به تصديق دوست و دشمن مصداق واقعى اين دوازده خليفه باشد، همان دوازده پيشواى معصوم جهان شيعه است كه نام و خصوصيات و شيوه زندگى آنان و نيز وصاياى پيامبر درباره ايشان در كتب تاريخ و حديث به صورت متواتر ضبط شده است.
در اين جا، يكى از دانشمندان اهل سنت پيرامون دوازده خليفه اى كه پيامبر از آنان ياد كرده است، سخنى شنيدنى دارد كه عصاره آن را از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم:
«رواياتى كه حاكى از آن است كه جانشينان پيامبر پس از او دوازده نفرند، از طرق (سندهاى مختلف) و توسط راويان فراوانى وارد شده است. گذشت زمان
[١] صحيح مسلم، جزء ششم، صفحه سوم، باب امارت و خلافت .
[٢] بحوث فى الملل والنحل، ج٦، ص ٥٨ ٦١.