سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٩٧
مـى يابيـم كه حكومت يزيد نه تنهـا از اين نظر كه آغازگر بدعت رژيم سلطنتى موروثى در اسلام بود، بلكه از نظر بى لياقتى شخص وى نيز از نظر امام حسين(عليه السلام) نامشروع بود، بنابراين با توجه به اين كه با مرگ معاويه موانع زمان او برطرف شده بود، وقت آن رسيده بود كه امام حسين اعلان مخالفت كند و اگر امام حسين(عليه السلام) با يزيد بيعـت مى كرد، اين بيعت بزرگ ترين حجّت مشروعيت حكومت يزيد به شمار مى آمد.
علت مخالفت امام حسين(عليه السلام)، در بيانات و نامه هاى آن حضرت، به خوبى بـه چشم مى خورد. در همان نخستين روزهايى كه حسين بن على(عليه السلام) در مدينه براى اخذ بيعت در فشار بود، در پاسخ وليد كه پيشنهاد بيعت با يزيد را مطرح كرد، فرمود: اينك كه مسلمانان به فرمانروايى مانند يزيد گرفتار شده اند بايد فاتحه اسلام را خواند[١] و ضمن پاسخ نامه هاى دعوت كوفيان، ويژگى هاى زمام دار مسلمانان را چنين بيان كرد:
«... امام و پيشواى مسلمانان كسى است كه به كتاب خدا عمل نموده، و راه قسط و عدل را در پيش گيرد و از حق پيروى كرده و با تمام وجود خويش مطيع فرمان خدا باشد» .[٢]
پيـام آوران قيام كربلا
هر قيام و نهضتى عمدتاً از دو بخش «خون» و «پيام» تشكيل مى گردد.
مقصود از بخش خون، مبارزات خونين و قيام مسلحانه است كه مستلزم كشتن و كشته شدن و جانبازى در راه آرمان مقدس است.
[١] إنّا للّه و إنّا إليه راجعون و على الإسلام السلام إذ قد بليت الأمة براع مثل يزيد (سيد بن طاووس، اللهوف فى قتلى الطفوف، ص١١).
[٢] ما الإمام الا العامل بالكتاب و الآخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه على ذات الله (شيخ مفيد، الإرشاد، ص٢٠٤; ابومخنف، مقتل الحسين، ص١٧; طبرى، تاريخ الأمم والملوك، ج٦، ص١٩٦).