سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٩٣
و حكومت بازى كرده است، نه خبر ى از عالم غيب آمده و نه وحيى نازل شده است»!!
آن گاه كينه هاى ديرينه خود را از سرداران اسلام، كه در جنگ بدر و زير پرچم اسلام بستگان او را از دم شمشير گذرانده بودند، ياد كرده، كشتن امام حسين(عليه السلام) را تلافــى آن ماجرا معرفى كرد و گفت: «كاش بزرگان ما كه در بدر كشته شدند، امروز زنده بودند و مى گفتند: يزيد دست مريزاد!».[١]
يك سال معاويه يزيد را با لشگرى براى جنگ با رومى ها فرستاد (گويا مى خواست وانمود كند كه يزيد تنها اهل بزم نيست، اهل رزم نيز هست!) و «سفيان بن عوف غامدى» را با وى همراه نمود. يزيد در اين سفر زن محبوب و مورد علاقه خود «ام كلثوم» را همراه مى برد. سفيان پيش از يزيد، با لشگريان وارد سرزمين روم شد و بر اثر بدى آب و هوا، سربازان مسلمان در محلى به نام «غَذْقَذونه»[٢] به تب و آبله مبتلا شدند.
يزيد كه در راه، در منزلى به نام «دير مُرّان» [٣] در كنار «ام كلثوم» به استراحت و عيش و نوش پرداخته بود، چون از اين حادثه خبر يافت، گفت:
ما اِن اُبالى بما لاقَت جُموعُهُـم *** بالغَذْقَذونة من حُمَّى و من مـوم
اذا اتَّكَأْتُ عَلَى الأنْمَاطِ فى غُرَف *** بدير مُرّانَ عِندى ام كلثوم
من كه در دير مُرّان در ميان غرفه ها بر بالش ها تكيه زده ام و ام كلثوم در كنار من
[١] حاج شيخ عباس قمى، تتمة المنتهى فى وقايع ايام الخلفاء، ص٤٤.
[٢] غذقذونة نام ناحيه سرحدى ميان شام و روم بوده است كه طرطوس و مصيصه درآن واقع است.
[٣] دير مرّان محلّى در نزديك دمشق است. ياقوت حموى مى گويد: «مرّان به ضمّ حرف اول، تثنيه مرّ مى باشد» (معجم البلدان، ماده دير). ديرهاى مسيحى نشين در اطراف بلاد اسلام مركز بدترين و وقيحترين انواع فسق و فجور و شراب خوارى بوده است و همه هوسرانان عصر اموى و عباسى براى استفاده از وسائل لهو و لعب به اين مكانها كه در اصل براى عبادت بوده اســت، روى مى آوردند. يزيد نيز به همين جهت به دير مران كه مركزى سرسبز و خرم و آماده براى فسق و فجور بوده، رفته بوده است (عسكرى، سيدمرتضى، نقش ائمه در احياء دين، ج٦، ص٧٢ (به نقل از: معجم البلدان والديارات شابشتى).