سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٨١
را در دست بگيرد. نخستين نامه در دهم ماه رمضان سال ٦٠ هجرى به دست امام حسين رسيد.[١] ارسال نامه ها از طرف شخصيت ها و گروه هاى متعدد كوفى همچنان ادامه يافت به طورى كه تنها در يك روز، ششصد نامه به دست امام رسيد و مجموع نامه هايى كه به تدريج مى رسيد، بالغ بر دوازده هزار نامه گرديد.[٢]
امام حسين(عليه السلام) با توجه به اين استقبال عظيم و سيل نامه ها و تقاضاها، چون احساس وظيفه كردكه درخواست عراقيان را بپذيرد، عكس العمل مثبت نشان داد و پسر عموى خود، «مُسْلم بن عقيل» را به نمايندگى خود به كوفه اعزام نمود تا اوضاع عراق را مطالعه كرده نتيجه را گزارش كند و اگر مردم كوفه عملاً به آن چه نوشته اند وفادارند، امام نيز رهسپار عراق گردد...
چنان كه ملاحظه مى شود، برخورد امام حسين(عليه السلام) با دعوت كوفيان، عكس العمل مثبت بوده و ماهيت اقدام حضرت، ماهيت مثبت است و نوعى همكارى و تعاون با عراقيان به شمار مى رود. با توجه به آن چه گفته شد، روشن مى گردد كه امام حسين(عليه السلام)در مكه از نظر خوددارى از بيعت يزيد، ديگر وظيفه اى به عهده نداشت چون در هر حال بيعت نكرده بود; اما دعوت كوفيان بُعد تازه اى به قضيه داد و وظيفه تازه اى براى امام ايجاد كرد. گويى ارزيابى امام حسين(عليه السلام)اين بود: حال كه كوفيان با اين همه اصرار و اشتياق مرا دعوت كرده اند، به عراق مى روم، اگر آنان به وعده هاى خود وفادار بودند كه چه بهتر، و اگر چنين نبود، باز به مكه بر مى گردم يا به يكى از مناطق اسلامى مى روم.
[١] شيخ مفيد، همان كتاب، ص٢٠٣ ابومخنف، لوط بن يحيى بن سعيد بن مخنف ازدى، مقتل الحسين، ص١٦. از آن جا كه مطالب نسخه موجـود از مقـتل معروف ابى مخنف كه از قديمى ترين منابع در مورد حادثه عاشورا است، با آن چه طبرى و ديگران از او نقل كرده اند، تطبيق نمى كند و از اين نظر از اعتبار لازم برخوردار نيست، حجة الاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ حسن غفّارى روايات طبرى از ابى مخنف را در اين زمينه استخراج و با مقدمه اى در شرح حال لوط بن يحيى همراه با پاورقى ها و تعليقات و توضيحات مفيد به صورت مستقل به طبع رسانده اند. در اين كتاب هر جا از اين مقتل نام برده ايم، مقصود اين نسخه است.
[٢] سيد بن طاووس، اللهوف فى قتلى الطفوف، ص١٥.