سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٧٤
حقوق ملت را پايمال كردى، والسلام .[١]
٢. سخنرانى كوبنده و افشاگرانه دركنگره عظيم حج
يك (يا دو سال) پيش از مرگ معاويه كه فشار و تضييقات نسبت به شيعيان از طرف حكومت وى به اوج شدت رسيده بود، امام حسين(عليه السلام) به حج مشرف شد و در حـالى كه «عبدالله بــن عباس» و «عبدالله بـن جعفر» آن حضرت را همراهى مى كردند، از «صحابه» و «تابعين» و بزرگان آن روز جامعه اسلامى كه به پاكى و صلاح شهرت داشتند، و نيز عموم بنى هاشم خواست كه در چادر او واقع در «مِنى» اجتماع كنند. بالـغ بر هفتصد نفر از تابعين و دويست نفر از صحابه در چادر آن حضرت گرد آمدند. آن گاه امام به پا خاست و سخنانى به اين شرح ايراد كرد:
«ديديد كه اين مرد زورگو و ستمگر با ما و شيعيان ما چه كرد؟ من در اين جا مطالبى را با شما در ميان مى گذارم، اگر درست بود، تصديق، و اگر دروغ بود، تكذيب كنيد. سخنان مرا بشنويد و گفتار مرا بنويسيد; وقتى كه به شهرها و ميان قبائل خود برگشتيد، با افراد مورد اعتماد و اطمينان درميان بگذاريد و آنان را به رهبرى ما دعوت كنيد، زيرا مى ترسم اين موضوع (رهبرى امت توسط اهل بيت) به دست فراموشى سپرده شود و حق نابود و مغلوب گردد».
امام سپس فضيلت ها و سوابق درخشان پدرش اميرمؤمنان(عليه السلام) و خاندان امامت را برشمرد و بدعت ها و جنايت ها و اعمال ضد اسلامى معاويه را تشريح كرد[٢] و بدين وسيله يك حركت عظيم تبليغى را برضد حكومت پليد معاويه پديد
[١] ابـن قتيبه دينـورى، همـان كـتاب، ج١، ص١٨٠. اين نامـه با اختلاف در الفـاظ، در بحارالأنوار (تهران، مكتبة الإسلامية، ١٣٩٣هـ. ق) ج٤٤، ص٢١٢ به بعد احتجاج طبرسى ، ج٢ ، ص١٦١ـ اختيار معرفة الرجال (تصحيح وتعليق: حسن المصطفوى) ص٤٨ آمده است، ولى ما در ترجمه، عبارت الإمامة والسياسة را در نظر گرفتيم.
[٢] كتاب سليم بن قيس الكوفى، ص ٢٠٦; طبرسى، احتجاج، ص ١٦١; علامه امينى، عبدالحسين، الغدير، ج١، ص١٩٨.