سيره پيشوايان - پيشوايى، مهدى - الصفحة ١٦
تاريخ گواه اين امر است كه بسيارى از نبردهايى كه براى محو نظام طبقاتى،تعبير صحيح: بازستاندن حقوق مستضعفان از مستكبران صورت گرفته، تحت رهبرى مردان وارسته اى تحقق پذيرفته كه به انگيزه نوع دوستى و حفظ حقوق انسان قيام كرده و بلكه بالاتر از آن، انگيزه هاى دينى و الهى داشته اند.
آيات قرآن، به صراحت، حاكى است كه قسمت اعظم ياران انبياء(عليهم السلام)را افراد با ايمان و مستضعف و مستمندى تشكيل مى دادند كه براى محو شرك و آثار كوبنده آن و رساندن انسان ها به مرتبه اى بالا، تا سرحدّ تعلق به خدا نبرد مى كردند و حتى يكى از ايرادهاى مستكبران بر پيامبران اين بود كه تهيدستان به آنان گرويده اند.[١]
درباره قيام پيامبرخاتم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه مستكبران عصر او، ايمان خويش به اسلام را مشروط به اين مى كردند كه فقيران و مستضعفان را از اطراف خود پراكنده سازد. از اين جهت، خداوند به پيامبر دستور داده كه نبايد به درخواست چند مستكبر، اين گروه را كه پيشرفت آيين بر دوش آنان سنگينى مى كند از اطراف خود پراكنده سازد.[٢]
بررسى صفحات تاريخ، ما را با دو گروه از انسان ها آشنا مى سازد:
١. گروهى كه اسير منافع مادى بوده و آن چنان منحط و كوتاه فكر بوده اند كه جز قيام بر عليه نظام حاكم، آن هم براى تأمين خواسته هاى نفسانى خود، چيزى در سر نمى پرورانده اند.
٢. گروهى حق جو، آرمانخواه، پرخاشگر و آزاد از فشار محيط و فشار طبيعت، كه همّتشان عمدتاً مصروف احياى ارزش هاى انسانى و اصول اخلاقى و ارتقاى مقام معنوى بشر بوده است.
[١] مخالفان هود به وى چنين گفتند: ...ما نراك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرأى... (هود/٢٧): ما جز اين نمى بينيم كه يك مشت فقير و مستمند از تو پيروى مى كنند.
[٢] ولا تطرد الذين يدعون ربّهم بالغداة والعشى... (انعام/٥٢): آن گروه از افراد را كه صبح و عصر خداى خود را مى خوانند از اطراف خود طرد مكن... .