روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٦ - ترجمه
امّا آنچه ايشان روايت كردند،برآن وجه محال است،امّا ممكن باشد كه بعضى مشركان كه جاى ايشان به رسول نزديك بود،چون رسول-عليه السّلام-ذكر آلهه و اصنام ايشان كرد،ايمن نبود [١]كه او چيزى گويد كه ايشان را دلتنگ كند از نقيصۀ ايشان سبق برد و اين كلمات بگفت،آنان كه دور بود مقام ايشان گمان بردند كه اين رسول گفته است،با يكديگر نقل كردند.
و وجه نسبت اين را با شيطان دو وجه باشد،يكى آنكه:آن گوينده را شيطان خواند ازآنجا كه از شياطين انس بود،دگر آنكه [٢]:اين وسواس [٣]و اغراء و اغواء،شيطان [٤]گفت.
امّا در«تمنّى»،دو قول گفتند،بعضى گفتند:معنى او تلاوت و خواندن است، قال الشّاعر:
تمنّى كتاب اللّه اوّل ليلة
و آخره لاقى حمام المقادر
و أَلْقَى الشَّيْطٰانُ [٥]،در ميان قرائت بر اين وجه باشد كه گفتيم،و آن قول [٦]كه گفتيم اوّلبار محكى است از عبد اللّه عبّاس و سعيد جبير و ضحّاك و محمّد بن كعب القرظىّ و محمّد بن قيس،و صحيح اين است كه بيان كرديم.و دليل بر صحّت اين قول آن است كه،معلوم است كه از عادت ايشان اين بود كه:چون رسول -عليه السّلام-قرآن خواندى،ايشان در آن ميانه لغز [٧]گفتندى و شعر خواندندى تا رسول را به غلط افگنند و [٨]هركسى استماع قرائت او نكند،چنان كه خداى تعالى از ايشان حكايت كرد: وَ قٰالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لاٰ تَسْمَعُوا لِهٰذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ [٩].
مؤرّج گفت:«تمنّي»به لغت قريش فكر باشد،يعنى رسول-عليه السّلام-فكر كردى و انديشه كردى در آلاء و نعماء خداى،شيطان در خاطر او افگندى تا او را
[١] .همۀ نسخه بدلها:نبودند.
[٢] .مش+او به.
[٣] .آط،آب،آج،لب،آز:به وسواس.
[٤] .مش:شياطين.
[٥] .چاپ شعرانى+القاء شيطان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:قولى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:لفظ.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+تا.
[٩] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ٢٦.