روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٦ - ترجمه
اين گوينده.ابن عامر و نافع و عاصم و يعقوب خواندند: يَذْكُرُ ،به تخفيف من الذّكر، و باقى قرّاء:يذّكّر به دو شدّ [١]من التّذكّر،و اختيار تشديد است لقوله:... إِنَّمٰا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ [٢].
أَنّٰا خَلَقْنٰاهُ مِنْ قَبْلُ ،كه ما او را بيافريديم پيش از اين. وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً ،و او موجود نبود اگر اوّل آفريدن بىآنكه آن را اثرى بود در وجود بر او متعذّر نبود اولى و أحرى كه اعادت بر او متعذّر نباشد.
آنگه قسم ياد كرد خداى تعالى،گفت:به حقّ خداى تو كه ما ايشان را حشر كنيم با ديوان،يعنى جمع كنيم ميان ايشان و ميان ديوان،چه ديوان قرين ايشان بودند كه ايشان را اغوا و اضلال كردند،فردا همه را به يك جاى برانگيزيم.
در خبر است كه:خداى تعالى بفرمايد روز قيامت تا هر كافرى را به سلسلهاى با ديوى ببندند. ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ ،آنگه همه را حاضر كنيم گردبرگرد دوزخ بر زانو [٣]افتاده.عبد اللّه عبّاس گفت:جماعات جماعات گروه گروه،بر اين قول جمع جثوه باشد.حسن بصرى گفت:جثيّا على الرّكب [٤]،بر اين قول جمع جاثي باشد على فعول،چنان كه گفتيم پيش از اين،قال الكميت:
هم تركوا صراطهم جثيّا
و هم دون السّراة [٥]مقرّنينا [٦]
ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ
پس برون آريم از هر گروهى.و شيعت،جماعتى باشند معاون بر كارى،يقال:تشايع القوم اذا تعاونوا،و منه قيل:للشّجاع مشيّع،اى معان.
أَيُّهُمْ [٧] ،در رفع او نحويان خلاف كردند.خليل گفت بر حكايت مرفوع است، كأنّه قال:فيقال أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمٰنِ عِتِيًّا فليخرج.سيبويه گفت:مبنى است على الضَّم،و معناه الّذى هو اشدّ على الرّحمن،الّا آن است كه چون«هو»از او حذف كردند حذفى لازم صار كأنّه [٨]بعض الاسم.يونس گفت هو كقولهم:علمت
[١] .آج،لب:تشديد.
[٢] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٩.
[٣] .آب،آج،لب،آز:زانو.
[٤] .آب،آز،مش:الرّاكب.
[٥] .اساس و ديگر نسخه بدلها:السّراة،به قياس با چاپ شعرانى و با توجّه به منابع شعرى،تصحيح شد.
[٦] .آط:معزّبيبا،آج،لب:معرّئيبا،آز،مش:مغربيا،به قياس با نسخه آب،تصحيح شد.
[٧] .آج،لب،آز+اشدّ.
[٨] .آج،لب:كأنّه صار.