روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٥ - ترجمه
جاى دور قعر [١]باشد،در آنكه او مالك نبود كار خود را و نفعى نتواند كردن به خود، و دفع مضرّتى [٢]نتواند،همچنين كافر به قيامت اندر مانده [٣]ملجأ بود،مالك نباشد از كار بر هيچچيز.
حسن گفت:تشبيه كرد اعمال كفّار [٤]در نفى ثبات و استقامت و الحصول على طاير؟؟؟ جرس [٥]،يعنى چنان كه اين را در حال هوىّ [٦]ثباتى نباشد،و در ميانه مرغ او را در ربايد،همچنين اعمال كافران و مشركان را محصول نبود،و مثله قوله تعالى: أَعْمٰالُهُمْ كَسَرٰابٍ بِقِيعَةٍ [٧]...،و: كَرَمٰادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عٰاصِفٍ [٨]...،اهل مدينه خواندند:فتخطفه الطّير،به تشديد«طا»على تقدير:
فتتخطّفه،و باقى قرّاء:فتخطفه خواندند،من خطف يخطف.
ذٰلِكَ وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ ،سيبويه گفت:[٤٩-ر]مبتدايى است محذوف الخبر،و التّقدير،ذلك الامر و الشّأن،شأن و كار اين است كه شنيدى.آنگه گفت:
وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ [٩] ،هركه او مناسك خداى را تعظيم كند،آن را پرهيزگارى دل باشد.و شعائر،علاماتى باشد،و مناسك حج را براى آن شعائر خواند كه به آن [١٠]اشعار و اعلام كردهاند.و بعضى دگر گفتند:مراد هدى اشعار كرده است،و آن شترى باشد [١١]كارد در كوهان او زده [١٢]كه قارن با خود بيارد،و اين قول مجاهد است.
فَإِنَّهٰا ،ضمير راجع است با«فعلة»،يعنى آن يكبار تعظيم كه دارد آن را،و روا بود كه راجع بود با خصلت [١٣].و گفتند: شَعٰائِرَ اللّٰهِ ،اى دين اللّه،شعائر خداى دين خداى باشد،يعنى تعظيم شعائر و مناسك از تقواى دل باشد.
[١] .همۀ نسخه بدلها:قعير،آج،لب:جاى قعير و دور.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:مضرّت.
[٣] .آط،آب،آز،مش:اسير و درمانده،آج،لب:اسير و دورمانده.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+را.
[٥] .كذا در اساس،بدون نقطه،آط و همۀ نسخه بدلها:على طايل به كسى،كه با وجود مراجعه به تفاسير و منابع متعدّد روشن نشد.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:هوى.
[٧] .سورۀ نور(٢٤)آيۀ ٣٨.
[٨] .سورۀ ابراهيم(١٤)آيۀ ١٨.
[٩] .آط+و.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:بدان.
[١١] .همۀ نسخه بدلها+كه.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:زده باشند.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها:خصلهاى.