روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٧ - ترجمه
است كه:محل النّاس من احرامهم الى البيت العتيق،محلّ آنكه مردمان از احرام برآيند [١]آن است كه با خانۀ كعبه آيند و طواف النّساء بكنند و از احرام بيرون آيند.
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنٰا مَنْسَكاً [٢] ،جماعتى باشند بر يك دين،ما هر امّتى را منسكى [٣]كرديم.كوفيان خواندند الّا عاصم:منسكا،به كسر«سين»در هر دو جايگاه بر [٤]موضع،كالمجلس و المشرق و المغرب،يعنى مذبح و جايگاه ذبح.و باقى قرّاء،به فتح«سين»خواندند على المصدر،اى ذبح القربان [٥].حسن گفت:منسكا،اى شريعة،يعنى ما هر امّتى از امم سلف را شريعتى كرديم كه به آن متعبّد بودند [٦]و برآن عبادت كردند [٧].مجاهد گفت:عبادة فى الذّبح،عبادتى كرديم ايشان را در ذبح.
و نسيكه،ذبيحه باشد،من قولهم:نسكت الشّاة،اى ذبحتها،و در شرع جمله افعال حجّ را [٨]:طواف و سعى و رمى و ذبح و جز آن مناسك خوانند.قوله: لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ ،اين براى آن كرديم تا ايشان نام خداى برند و شكر او گزارند،بر آنچه ايشان را روزى كرد از بهائم [٩]انعام از گاو و گوسپند و شتر.و گفتند:مراد تسميه است عند ذبح اين بهائم،و اين دليل است بر وجوب تسميه عند ذبح،و بهيمه براى آن خواند اين حيوانات را كه،مستبهم باشند از سخن گفتن و جواب دادن.و اضافت او با انعام براى آن كرد كه از بهائم باشد كه نه انعام بود [١٠]،تا بدانند كه مراد اين سه جنس است.آنگه گفت: فَإِلٰهُكُمْ [١١]إِلٰهٌ وٰاحِدٌ ،خداى شما يك خداى است،چون قربان كنى جز براى او مكنى،و چون عبادت كنى جز او را عبادت مكنى كه مستحقّ عبادت كس نيست[٤٩-پ]جز او. فَلَهُ أَسْلِمُوا ،اسلام آرى او را و انقياد كنى او و امر او را،و تن در دهى دين او را. وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ ،و مژده ده اى محمّد متواضعان را.
مجاهد گفت:آنان را كه دلهاى ايشان به ذكر خداى بيارامد.و اشتقاق مخبت
[١] .اساس:بدانند،با توجّه به اجماع نسخه بدلها و معنى جمله تصحيح شد.
[٢] .آط+امّت.
[٣] .آج،لب:مناسكى.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:به معنى.
[٥] .آط،آج،لب:الذّبح للقربان.
[٦] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز:بودندى.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:كردندى.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٩] .مش+و.
[١٠] .آط،آج،لب:باشد.
[١١] .اساس:و الهكم،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها،و با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.