روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٩ - ترجمه
بياريم آن را و بس باديم [١]ما شماركننده.
[٣١-ر] بداديم موسى را و هارون را بيان و روشناى [٢]و يادگارى پرهيزگاران را.
آنان كه ترسند از خداى [٣]در نهان،و ايشان از قيامت ترسان باشند.
اين قرآنى است با بركت كه ما فروفرستاديم آن را،شما آن را منكرى! قوله تعالى: وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ -الآية،«من»اوّل ابتداى غايت راست،و دوم زيادت است لتأكيد النّفى.حقتعالى گفت:ما نفرستاديم از پيش تو هيچ پيغامبرى [٤]. إِلاّٰ نُوحِي [٥]إِلَيْهِ ،اهل كوفه خواندند:الّا نوحي اليه،به«نون»و كسر«حا»على اضافة الفعل الى اللّه تعالى على الجمع على وجه التّعظيم،الّا و ما وحى كرديم به او.و باقى قرّاء يوحى خواندند،به«يا»و فتح«حا»على الفعل المجهول،الّا وحى كردند به او [٦]. أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا ،ضمير راجع است با شأن و كار،يعنى انّ الامر و الشّأن،كار و شأن چنان است كه جز من خداى نيست.
فَاعْبُدُونِ ،مرا پرستى كه استحقاق عبادت جز مرا نيست.
وَ قٰالُوا ،آنگه حكايت آن كرد كه كافران گفتند،[گفت گفتند] [٧]:اين كافران از جمله مشركان كه گفتند:فرشتگان دختران خداىاند،و جهودان كه گفتند:
عُزَيْرٌ ابْنُ اللّٰهِ «٨» ...،و ترسايان [٩]گفتند:... اَلْمَسِيحُ ابْنُ اللّٰهِ ، [١٠].
اِتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً ،خداى فرزندى بگرفت. سُبْحٰانَهُ ،منزّه است او ازآنكه او را فرزند باشد. بَلْ عِبٰادٌ مُكْرَمُونَ ،بل اين فريشتگان و عزير و عيسى بندگانىاند
[١] .آب:بسيم ما،آج،لب:بسندهايم.
[٢] .آط،آج،لب:روشناييى.
[٣] .آط+ايشان،آب+خود،آج،لب+شان.
[٤] .آط:پيغامبر را.
[٥] .اساس و ديگر نسخه بدلها:يوحى،به قياس با متن قرآن مجيد،تصحيح شد.
[٦] .اساس:وحى كرديم،به قياس با نسخۀ آط و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٧] .اساس:ندارد،از آط،افزوده شد.
[١٠] [٨] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٣٠.
[٩] .آط،آب،آز+كه.