روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٥ - ترجمه
نزديك است كه آسمانها بتركد از آن و بشكافد زمين و بيفتد كوهها بيران شدنى.
كه [١]خوانند خداى را فرزندى.
و نشايد خداى را كه فراگيرد فرزندى.
نيست هرچه در آسمانهاست و در زمين الّا آيند به خداى بنده.
بشمرده ايشان را و شمردشان شمردنى.
و همهشان آيند به [٢]او روز قيامت تنها.
آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند،بكند ايشان را خداى دوستى.
آسان بكرديم آن را به زبان تو تا مژده دهى به آن متّقيان [٣]را و بترسانى به آن گروهى سخت خصومت را.
بسكه هلاك كرديم پيش ايشان از گروهى كه بينى از ايشان كسى را يا مىشنوى ايشان را آوازى؟ قوله تعالى: وَ يَقُولُ الْإِنْسٰانُ ،و مىگويد آدمى،مراد به انسان.ابىّ بن خلف الجمحىّ [٤]است كه بيامد و رسول را گفت: أَ إِذٰا مٰا مِتُّ ،آنگه كه مرده باشم مرا بيرون خواهند آوردن از [٥]گور،يعنى مرا در گور زنده خواهند كردن و بيرون آوردن!و اين بر سبيل استهزاء و استبعاد گفت.
حقتعالى به جواب او گفت: أَ وَ لاٰ يَذْكُرُ [٦]،اى يتذكّر و يتفكّر،انديشه نمىكند
[١] .آج،لب:بر آنكه.
[٢] .آب،آز،مش:آينده به.
[٣] .آب،آج،لب:پرهيزگاران.
[٤] .نسخه بدلها:الجحمى،به قياس با چاپ مرحوم شعرانى و منابع خبر،تصحيح شد.
[٥] .آب:در.
[٦] .آط:يذّكّر.