فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٠١ - فَرائِضِ
مذمت.
و شايد كه مراد اين باشد:«اصار ثمنها تسعا!»اى:ثمن تسع گشت!بر سبيل انكار و خوف،استفهام را حذف كردند چنانكه شاعر گفت: ثم قالوا:تحبها؟
قلت:بهرا»
اى:ا تحبها؟ و چون فرزند يكى باشد،مال همه وى را باشد،اگر دختر باشد نصفى بتسميه است،و نصفى به رد.
دليل برين آنست كه از پيش گفته آمد از آيت: «أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىٰ بِبَعْضٍ» ، زيرا كه درين آيت بيان كرده است بر آنكه سبب استحقاق ميراث قرابت است،و نزديكى خويشان بميت.چون دختر نزديكتر است بميت،او اولاتر باشد بميراث.و مخالفان اين طائفه خلاف اين ميكنند.
اگر شخصى متوفى شود،و دخترى بگذارد و خواهرى،نصفى بدختر دهند بفرض،و نصفى بخواهر به تعصيب.و اين خلاف ظاهر قرآن است،براى آنكه خداى تعالى فرموده است: «إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ، لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ،وَ لَهُ أُخْتٌ،فَلَهٰا نِصْفُ مٰا تَرَكَ» ،يعنى:اگر مردى هلاك شود كه وى را فرزند نباشد،و او را خواهرى باشد، خواهرش را بود نيمى از آنچه گذاشته بود.در استحقاق خواهر عدم فرزند شرط كرده است.پس خواهر را استحقاق دادن با وجود دختر خلاف ظاهر قرآن باشد.
باطل باشد.پس واجب باشد كه خواهر با وجود دختر،مستحق نباشد.
و بفتواى ابو موسى اشعرى و معاذ جبل كه دختر را نصفى داد و خواهر را نصفى،روا نباشد ترك ظاهر قرآن كردن.
با آنكه معارض است با آنچه روايت كردهاند از ابن عباس و جابر بن عبد اللّه كه ايشان گفتند كه همۀ مال دختر را بود نه خواهر را.
و چون اخبار متعارض گردد،رجوع با ظاهر قرآن واجب بود.
فرزند فرزند قائم مقام پدر و مادر باشد:پسر دختر را ثلث باشد،و پسر پسر را ثلثان.
و مذهب صحيح آنست كه فرزند فرزند را حكم فرزند باشد،اگر پسر دختر باشد، چنان باشد كه پسر،و اگر دختر باشد، چنان باشد كه دختر.زيرا كه اسم ولد واقع است بر ولد،اگر نرينه است،و اگر مادينه.
و دليل برين آنست بىخلافى كه عيسى از فرزندان آدم است.
و از براى آنكه هر حكمى كه خداى تعالى بفرزند معلق گردانيده است،عام است فرزندان پسر را،و فرزندان دختر را،فى قوله تعالى: حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهٰاتُكُمْ وَ بَنٰاتُكُمْ» الاية،و چون اسم ولد بر ولد ولد واقع است،در حقيقت تعلق گيرد بايشان از احكام ميراث آنچه بفرزندان تعلق گيرد،چون فرزندان صلبى نباشد.
بظاهر قرآن لازم نيايد برين وجه، شريك بودن فرزند فرزند با فرزند صلبى در ميراث،براى آنكه قرب و بعد را اعتبار است.
و فرزند مهمترين را خاص گردانيد بشمشير پدرش،و مصحف،و انگشترى، چون بغير از آن تركۀ ديگر بر سبيل استحباب.
و كس هست كه قيمت اين از نصيب