فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٥٣ - نماز ميت
تكبير نيت قربت كند و بجز تكبيرة الاحرام چهار تكبير ديگر گويد و بعد از تكبير اول شهادتين گويد و بعد از تكبير دوم صلوات بر نبى بفرستد و بعد از تكبير سوم بر مؤمنان و مؤمنات دعا كند و بعد از تكبير چهارم دعا به هيئت حاضر ميكند اگر مؤمن يا مؤمنه باشد و دعاى مخصوص مستضعف را خواند اگر مستضعف باشد و در طفل براى والدين او دعا كند و براى هر تكبيرى دستها را بلند مىكند رجوع به صلاة ميت شود.
در معتقد الاماميه آمده است.
اما نماز مردگان پس از شستن و كفن كردن باشد.و شستن مرده و كفن كردن و نماز كردن بر وى و دفن كردن،فرض على الكفاية بود،يعنى:چون بعضى بدان قيام نمايند،از ديگران بيفتد.و درين خلاف نيست.
و چون خواهند كه مرده را بشويند، سنت بود كه وى را بر تختهاى نهند روى بقبله كرده،و در زير سقفى گوى بكنند، تا آب در وى رود،و مرده شوى بر جانب راست وى بنشيند،و هر دو دست وى و فرج وى بشويد،آنكه وى را بر هيأت غسل جنابت سه بار بشويد:اول با آب سدر، دوم بآب كافور،سوم به آب خالص.و در بار سوم،دست بشكم وى فرو نيارد.و آب را گرم نكند مگر كه از سرماى سخت ترسد.
و كسى را كه در جهادى لازم در معركه كشته باشند نشويند،بلكه همچنان با جامعه وى را دفن كنند بىكلاه و پوستين و ايزار پاى.و اگر خون وى برين آمدهباشد از وى دورى نكنند.مگر موزه كه بهر حال كه باشد از وى دورى كنند.
و پارهيى از اندام آدمى را نشويند.
مگر كه سينۀ وى باشد،آنكه شستن وى واجب بود،يا در وى استخوانى بود.
و كودك كه از شكم بيفتد،وى را نشويند، مگر كه چهار ماهه بود يا زياده.
و اگر كسى را نيابند كه مرد را بشويد، روا بود كه زن وى يا بعضى از زنان كه محرم وى باشند وى را بشويند.و اگر زن باشد،شوهرش وى را بشويد،يا يكى از مردان كه محرم وى باشند.
و اما كفن،آنچه واجب است سه چيز است ازارى،و پيراهنى،و لفافهاى.و در حال ضرورت روا بود كه بيك پارچۀ كرباس وى را كفن كنند.و سنت است كه لفافهاى و برد يمنى برين بيفزايند،و عمامه و ران بند.
و كافور سيزده درهم و ثلثى،و اگر نيابند يك مثقال كفايت بود.و اگر نيابد، آن مقدار كه يافته شود بر سجدهگاه وى مالند،و آن پيشانى بود،و هر دو كف دست،و هر دو سر زانو،و سر انگشتان هر دو پاى.اگر احرام نگرفته بوده باشد.
مستحب است كه دو شاخ تر از درخت خرما اگر باشد،و اگر نه از درختى ديگر، در كفن وى نهادن،در ازاى هر يكى چند استخوان ارش،بر هر يكى پارهاى پنبه پيچيده،يكى از جانب راست وى بنهند در اندرون جامه پيوسته بچنبر گردن،و دوم از جانب چپ وى ميان جامه و ايزار.
و دليل برين اجماع طائفه است.
و در خبر است كه چون آدم را وفات