فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٥٠ - مَعْقولاتِ اولى
غمخوارۀ ياران شد تا باد چنين بادا
مُعْضَل
-(اصطلاح حديث)عبارت از حديثى است كه از سند آن دو يا زيادتر حذف شده باشد و اگر كمتر حذف شده باشد معلق گويند اگر از اول باشد،و مرسل گويند اگر از آخر باشد (از درايه ص ٦٠-كشاف ص ١٠٢٠).
مَعْطوف
-(اصطلاح ادبى)رجوع به عطف شود و رجوع به(الهدايه ص ١٩٣) شود.
مُعْطى الأنْوار
-(اصطلاح فلسفى) مراد ذات حق تعالى است در مرتبت اول و عقول طوليهاند در مراتب بعد رجوع بانوار و(مجموعۀ دوم مصنفات ص ١٠٨)شود.
مُعَقَّد
-(به ضم ميم و فتح عين و قاف از تعقيد است و عبارت از بيتى است كه شاعر آن را بر شكل گرهى گويد و آن داخل در موشح باشد.
(از كشاف ص ٩٥٠).
مَعْقُول
-(اصطلاح فلسفى)معقول يعنى آنچه بعقل درآيد در مقابل محسوس يعنى آنچه بحس درآيد اشياء معقوله يعنى حقايق اشياء.
كلمۀ معقول گاه اطلاق بر صور عقليه شود و گاه بر امورى كه در خارج وجودى ندارند و گاه بر امورى كه محسوس نمىباشند و مجردند كه در اين صورت مراد از معقول عقل است.
(رجوع شود به تفسير ص ١١٩ و ١٥٩٨،١٦٠٢ تهافت التهافت ص ٣٣٨ مبدأ و معاد صدرا ص ٦١) .
مَعْقولات
-(اصطلاح فلسفى)معقولات در مقابل محسوسات است رجوع به معقول شود.
مَعْقولاتِ اولى
-(اصطلاح علوم عقلى) معقولات اولى عبارتند از نخستين متصور از آنچه مصداق خارجى داشته باشند و مانند انسان و حيوان كه موجود در خارجاند و متصور شوند.
و بالجمله معقولات اولى عبارت از تصورات اوليه اشياءاند كه آن تصورات در ذهن است و لكن منشأ و مصداق آنها در خارجاند و معقولات ثانيه كلياتاند كه از امور ذهنى انتزاع شدهاند و منشأ آنها همان ذهن است و بعبارت ديگر امورى هستند كه عروض آنها بر معروضات خود در عقل است مانند كليت و جزئيت كه در موطن عقل عارض بر مفاهيم شوند و كلى و جزئى خود از امور عقلىاند لكن تصور انسان و حيوان چنين نيست يعنى آن صور(از انسان و حيوان) در ذهناند و لكن منشأ و مبدأ و مصداق آنها كه حيوان و انسان باشد خارج است «توضيح المقام:ان العارض ثلاثة اقسام عارض يكون عروضه للمعروض و اتصاف المروض به فى الخارج كالسواد و الظاهر انه معقول اول بكلا الاصطلاحين و عارض فيه كلاهما فى العقل.» (از شرح منظومه ص ٣٥ و رجوع باسفار ج ٣ ص ١٣-حاشيه بر) شفا ج ٢ ص ٢٧٣-دستور ج ٣ ص ٢٩٠) فارابى گويد:معقولات اوليه چند صنفاند