فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٩٥ - ابو الحسن اشعرى و رجوع به وحى
رسائل آنها نمودار اين نوع فلسفه و شامل تمام مباحث علوم يونانى است از رياضيات،طبيعيات و منطقيات و الهيات به اضافه ناموسيات و مباحث مربوط به روح و نفس و بالاخره بخش حكمت عملى با تمام اقسامش.
علاوه بر كتب و رسائل حكمى و آيات قرآنى و أخبار نبوى و كلمات بزرگان و عارفان به سخنان مسيح در عهد جديد و حواريون و كلمات موسى و شاهان بنى- اسرائيل و قضات آنها در عهد عتيق توجه داشتهاند.
ابو الحسن اشعرى و رجوع به وحى
خلاصۀ كلام آنكه نزاع بين اديان و فلسفه در جهان مسيحيت وجود داشته است و بطورى كه ميدانيم دين و فلسفه از نظر أديان و ارباب مذاهب قديم دو قطب متضاد نموده شدهاند بسيارى از جنگ و خونريزيها در قرون مختلف نزاع و جدالهاى مذهبى بوده است،و اشاره شد اين گونه جدالها در مذهب اسلام با شدت وحدت خود هيچ گاه وجود نداشته است لكن پارهاى،از ارباب نفوذ و احيانا ارباب مذاهب بر حسب حفظ منافع شخصى خود و دستۀ ديگرى به علل و اسباب خاص، نظام تعليماتى اسلام را كه بر اساس استقلال فكر و انديشه است از مسير خود باز داشته،طلاب علم را از تفكر و انديشۀ مستقل منع ميكردند و بناى ضديت را با علوم عقلى و فلسفى گذاردند در طرد و نفى فلاسفه اعمالى انجام دادند،چنانكه در تاريخ تمدن اسلامى كسانى مانند:
على بن عبيدۀ ريحانى و ابو زيد بلخى وعدهاى ديگر را بر همين اساس متهم به كفر و الحاد كردند و گاه ديده ميشود كه اهل سنت و حديث با شدتى هر چه تمامتر طلاب علم را از اشتغال به فلسفه منع كردهاند و اين وضع از قرن اول اسلام كه بدرستى فلسفۀ يونان را نمىشناختند وجود داشته است،و در عصر عباسى به اوج شدت ميرسد در اين عصر بسيارى از فلاسفه را زنديق ناميدهاند البته اين امر همواره تابع نوسانات سياسى عصر بوده است،گاهى فلاسفه مورد لطف واقع ميشدند و گاهى مورد غضب،لكن هيچ گاه ما بين اهل حديث و ارباب فلسفه در خارج از دستگاه خلافت سازش برقرار نشده است.
نخستين چيزى كه مورد نقض اهل سنت و حديث واقع شد الهيات و منطق بود و سپس علوم رياضى و علوم غريبه و كسانى كه به اين علوم اشتغال داشتند گاهى مورد لطف و توجه امرا و خلفاى اسلام بودند و گاهى مورد غضب و سخط آنان.
گفته شد كه يكى از قربانيان راه علم و فلسفه در جهان اسلام ابن رشد است كه متهم به كفر و الحاد گرديد تا آنجا كه او را نفى بلد كردند و بدنبالۀ آن به موجب منشورى،فلسفه را تحريم كردند و كتب فلسفى را سوزاندند.
ديگر كمال الدين يونس موصلى است كه مردى دانا و به علوم فلسفى و رياضى وارد بود.در زمان وى نيز منشورى مبنى بر تحريم فلسفه از طرف خليفۀ عصر صادر گرديد.
در اين مورد،من يقين دارم كه اين