فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٧٩ - قَسَم
داشته و يكى از آنها را بطور تعيين طلاق داده و بعد فراموش كرده كه كداميك از آنها بوده كه تعيين او بقرعه خواهد شد.
اينكه شخص يكى از زنهاى خود را بدون تعيين،طلاق داده باشد آيا در اين صورت هم قرعه جارى خواهد بود يا نه؟
قَرْناء
-(اصطلاح فقهى)رجوع به عيوب شود.
قَرَنُ الثّور
-(اصطلاح هيوى و نجومى) قرن الثور الشمالى يا كعب ذى عنان ستارۀ بود مشترك بين ثور و ذى عنان.
قُرى البَدَن
-(فلسفى).
اين اصطلاح را شيخ اشراق بكار برده است و منظورش قواى مدركه است.
ارض بدن يعنى كالبد،قرى البدن قواى مدركه (از تلويحات ص ١٠٨)
قَرينَه
-(اصطلاح اصولى)عبارت از امرى است كه دلالت بر چيزى كند نه بالوضع و يا دلالت كند بر چيزى ديگر بدون استعمال در آن و آن يا حالى است يا مقالى يا لفظى است يا معنوى و بر فقرۀ از عبارت نيز اطلاق شود و نزد منطقيان اقتران صغرى و كبرى باشد در قياس اقترانى (از كشاف ص ١٢٢٨-قوانين ص ١٣،١٧).
قَسْر
-(اصطلاح فلسفى)قسر در مقابل طبع و مرادف باجبر است و حركت قسرى حركت بر خلاف ميل را گويند و حركتى كه از خارج تحميل بر اجسام شود و بالاخره محرك اجسام گاه ميل وطبع آنها است و گاه عامل خارجى است كه شق دوم را حركت قسرى گويند (شفا ج ١ ص ١٠٩،١٤٩-تفسير ١٧٢٣-اسفار ج ٣ ص ١٢٥ مجموعه دوم ص ١٩٤).
قِسْطاس
-(اصطلاح منطقى،كلامى) قسطاس يعنى ترازو و عنوان مباحث قسطاس المستقيم غزالى است،اين عنوان جنبۀ كاملا اسلامى دارد.بهر حال منظور ترازوى فكر و انديشيدن است كه همان تعريف منطق باشد.
(از تلويحات ص ٢٥).
و بهر حال قسطاس در لغت بمعناى ترازو و مكيال است و فن منطق را از جهت آنكه بدان فكر سنجش شود قسطاس و علم قسطاس ناميدهاند (از اسفار ج ١ ص ٦)
قَسْم
-(اصطلاح فقهى)به فتح قاف و سكون سين در لغت مال باشد بين شركا و در شرع تساوى همخوابگى است بين زوجات و يا تساوى مطلق است اعم از همخوابگى يا مأكول و مشروب و محبت و وطى و جز آن و يا بطور كلى عدالت بين زوجات باشد در هر امرى و آن واجب است و اگر كسى چهار زن عقدى داشته باشد بايد در تمام امور ميان آنها تساوى برقرار كند و حتى در همخوابگى هم بايد هر چهار شب يك شب با يكى از آنها همخوابگى كند (از لمعه على:ج ٤ ص ٢٣١-شرح لمعه ج ٢ ص ١٠٣ كشاف ص ١٢١٨).
قَسَم
-(اصطلاح فقهى و ادبى) بفتح قاف و سين.يعنى سوگند.در پارۀ از موارد در نظام شريعت اسلام جايز و