فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٣٠ - وَدِيعَة
السير گويند.
وَحْى
-(اصطلاح كلامى و عرفانى) «وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْيٌ يُوحىٰ» وحى از خواص نبوت است و بر دو گونه است يكى كلام الهى و حديث نبوى چه اقوال او همه وحى است و كلام الهى جمله بواسطۀ جبرئيل بر دل رسول منزل شده است و حديث نبوى بعضى بيواسطۀ جبرئيل آمده است و بعضى بواسطۀ نزول جبرئيل و بعضى واسطه نفث او در دل نبى كه فرمودند
«نفث روح الامين فى روعى» و مراد از نزول جبرئيل كه«نزل به روح الامين على قلبه- فَأَوْحىٰ إِلىٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحىٰ» تنزل اوست از صورت ملكى در هيأت بشرى و مراد از نفث او وحى الهى است در دل نبى از وراء حجاب غيب بىواسطۀ تمثل بصورتى كه فرمود «قُلْ إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحىٰ إِلَيَّ» (مصباح الهدايه ص ٥٣-شرح قيصرى ص ٣٦).
مولوى گويد:
پس محل وحى باشد گوش و جان
وحى چبود گفتن از حس نهان
و وحى از خواص نبوت است.
ودّ
-ود عبارت از حب است كه برانگيزد تا محب را فانى كند از نفس خود.
(كشاف ص ١٤٧٠) و گفتهاند«من لم يتحقق فى وداد ربه و محبته،جعل مكان الوفاء فى المحبة غدرا و مكان الالفة نفارا» (طبقات ص ٤١٧).
و آياتى كه در باب وحى آمده است. «فَأَوْحىٰ إِلىٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحىٰ» «قُلْ إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحىٰ إِلَيَّ أَنَّمٰا إِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ» .
«وَ كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا».
وَحيد
-(اصطلاح هيوى و نجومى) صورتى بود مركب از كواكب متفرقه كه واقع بين دب اكبر و دب اصغر است
وَدْى
-(اصطلاح فقهى)و آنچه خارج شود از ذكر بمد از بول و يا بعد از غسل مجامعت.يعنى آبى كه از آن خارج شود و آن طاهر است.
وَدِيعَة
-(اصطلاح فقهى)در لغت ترك باشد و در شرع ترك اعيان باشد نزد كسى كه حفظ كند و آن استحفاظ است قصدا و امانت،در تصرف دادن است بدون قصد استحفاظ و بالجمله نيابت شخصى است در حفظ اموال ديگرى و پس از آنكه مستودع قبول وديعه كرد رضايت داد و اموال مودع را قبض كرد واجب است در حفظ آن بر حسب معمول و عادت كوشش كند و بوسائل معمول از آن نگهدارى كند. وديعهدهنده را مودع و گيرنده را مستودع گويند وديعه براى حفظ است و عاريه براى انتفاع است پس وديعه توكيل غير است بر مجرد حفظ مال و يد مستودع امانى است و در صورتى كه خود تلف شود ضامن نيست،در صورتى كه طبق معمول عرف از آن نگهدارى كرده باشد (از الفقه ج ٣ ص ٣٣٧-كشاف ص ١٤٧٩-شرح لمعه ج ١ ص ٣٤٢).
«و هى استنابة فى الحفظ و تفتقر الى ايجاب و قبول و لا حصر لالفاظ الدالة عليها و يكفى فى القبول الفعل و لو طرحها