فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٠٢ - قَضيَّۀ خارِجيَّه
بىاعتبار دانست همان طور كه قضيۀ بعضيه مهمله كمية الموضوع را كه گذشت.
قَضاياى مُحيطَه
-(اصطلاح منطقى) مراد از قضاياى محيطه قضاياى كليه است (ش ص ٨٨) رجوع به قضايا شود
قَضيَّه
-(اصطلاح منطقى) قضيه عبارت از گفتارى است كه محتمل صدق و كذب باشد بدين معنى كه با قطع نظر از خبردهندۀ آن و بدون توجه بعلائم و قرائنى كه ممكن است جنبۀ صدق و يا كذب آن را ترجيح دهد هيچ يك از دو طرف صدق و كذب بر ديگرى برترى نداشته باشند و مراد از آنكه گويند قضيه گفتارى است قضيه ملفوظه است نه قضيه معقوله و قضيۀ معقوله همان صورت ذهنى قضيه ملفوظه است.
رجوع به قضايا شود (از كشف المراد ص ٥ لا ٥-ش ص ٦٣ مجموعه دوم ص ٢٦،٢٣).
قَضيَّۀ بَسيطه
-(اصطلاح منطقى) هر قضيۀ كه متضمن حكم ايجابى به تنهائى يا سلبى فقط باشد و مقيد بقيد لادوام و لاضرورت و مشروط بشرط امكان و غيره نباشد كه اشاره بقضيۀ ديگرى مقابل آن باشد آن قضيۀ را بسيطه مينامند و اگر بوسيلۀ اضافه كردن قيدى و شرطى منحل بدو قضيه شود كه يكى موجبه و ديگرى سالبه باشند چنين قضيۀ را مركبه مينامند.
(از ش ص ٨ لا ٨-دستور ج ٣،ص ٨٢).
قَضيَّۀ ثُلاثيَّه
-(اصطلاح منطقى) رجوع بقضيۀ ثنائيه شود.و رجوع به قضايا شود.
قَضيَّۀ ثُنائيَّه
-(اصطلاح منطقى) هرگاه رابطه ميان موضوع و محمول ذكر نشده باشد مانند«زيد،قائم»ثنائيه گويند و اگر رابطه مذكور باشد«زيد قائم است»آن قضيه را ثلاثيه نامند.
(از اساس الاقتباس ص ٦٦).
رجوع به قضايا شود.
قَضيَّۀ جُزويَّه
-اگر موضوع در قضيه جزوى بوده مانند«بعض انسانها عالمند» چنين قضيۀ را جزويه گويند موجبه باشد يا سالبه
قَضيَّۀ حَقيقيَّه
-(اصطلاح منطقى) قضيۀ حقيقيه قضيهاى است كه موضوع و محكوم عليه آن اعم از موجود در خارج باشد بالفعل يا نباشد و بعبارت ديگر مطلق مصاديق محققة الوجود و يا مقدرة الوجود (از ش ص ٦٩-دستور ج ٣ ص ٨١)
قَضيَّۀ حَمْليَّه
-(اصطلاح منطقى) قضيۀ حمليه قضيهايست كه حكم بوقوع نسبت در آن مشروط بشرط و مقيد بقيدى نباشد.
رجوع به قضاياى حمليه شود.
جزء اول از قضيۀ حمليه را موضوع و جزء دوم را محمول مينامند در مقابل قضيۀ شرطية كه ثبوت يا نفى نسبت در آن مشروط بشرط و مقيد بقيدى ميباشد و جزء اول در قضيۀ شرطيه را مقدم و جزء دوم را تالى مينامند (از دستور العلماء ج ٣ ص ٧٧ ش ص ٦٥،١١٦).
قَضيَّۀ خارِجيَّه
-(اصطلاح منطقى) قضيۀ خارجيه قضيهاى است كه