فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٧٥ - مُتَجاهِريَّه
است مبادرت فرمايد اين افعال در نظر حاضرين در مجلس وحى كه بمراسم اقامۀ صلاة وقوف و آشنائى ندارند مبين معنى آيۀ مزبور خواهد بود.
مبين قولى:مبين قولى ممكن است كلام تام باشد مثل اكرم العلماء-اكرم الزّهاد منهم و يا كلام غير تام باشد مثل اكرم العلماء الزهاد منهم (اصول ارشاد ص ١٧٩-١٧٨)
مُتَأَلِّه
-(اصطلاح فلسفى)حكيم متأله كسى است كه حقايق عالم را از راه كشف و شهود دريابد نه از راه بحث و كسب «فالمتأله له قوة الاخذ عن البارى و العقول دون فكر و نظر بل باتصال وحى» (منتخب شرح حكمت اشراق ص ٣٠٧).
ناصر خسرو گويد:و متألهان فلاسفه گفتند ما بعلم و حكمت مطالب خويش را مانند خدا كنيم از بهر اين خويشتن را متأله گفتند يعنى خداشونده.
(از جامع الحكمتين ص ٩٩).
مُتَتالى
مُتَتاليان
(اصطلاحات فلسفى)متتاليان دو امرى ميباشند كه ميان اولى و ثانى ايشان چيزى از ايشان نباشد خواه متفق باشند در تمام نوع چون خانه و خانه و خواه مختلف چون صفى از حجر و شجر.
(درة التاج جلد سوم از فن دوم ص ٦٩-شفا ج ١ ص ٨٢).
مُتَحرِّك
-(اصطلاح فلسفى)متحرك يعنى موجودى كه در جنبش و حركت است.
(تفسير ص ٣٣٢).
مُتابَعَت
-(اصطلاح اهل حديث)و عبارت است از آنكه راوى معينى با غير خود موافق باشد در تمام سند (اسناد)يعنى دو راوى در همان روايت در اسناد مانند هم باشند در تمام مراتب كه متابعة تامه است يا در بعضى كه ناقصه است (از كشاف ص ١٨٥).
مَتاجِر
-(اصطلاح فقهى)جمع متجر از تجارت است و يا مصدر ميمى است در اينجا نفس تكسب باشد يا اسم مكان است براى محل تجارت كه اعيان مكتسبه بآن باشد وجه اول اولى و اليق است زيرا در فقه بحث از فعل مكلف شود در هر حال تجارت حرام،مكروه و مباح و غيره است و مورد تجارت هم منقسم شود به محرم،واجب، مكروه،مستحب و مباح،اصل تجارت براى نظام جامعه واجب كفائى است و براى توسعۀ در زندگى مستحب است و باعمال محرمه حرام است و به مكروهات مكروه و بجز آن مباح است در مورد تجارت، حرام،تجارت باعيان نجسه و آلات لهو و مسكرات و جز آن حرام و كفنفروشى و...
مكروه و بقيه مباح است.
(رجوع به بيع و شرح لمعه ج ١ ص ٢٣٣ شود)
مَتَاع
-(اصطلاح فقهى)آنچه مورد بهرهبردارى باشد از عروض دنيا،قليل يا كثير (از كشاف ص ١٣٣٤).
مُتَجاهِريَّه
-(اصطلاح فقهى) و متجاهريۀ فرقۀ از متصوفۀ مبطله است كه افعال فساق كنند و گويند مراد ما رفع ريا است.