فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٣٠ - نَفْىِ ضَرَر
كامله و(مجموعه دوم مصنفات ص ١٩٧ شود).
نُفوسِ مُتَصَرِّفَه
-مراد نفوس مدبره است.
(از مجموعۀ دوم مصنفات ص ٢٢١).
نُفوسِ مُجَرَّدَه
-رجوع به نفس شود.
نُفوسِ مُنْطَبَعه
-فلاسفه گويند:براى افلاك دو نوع نفس است يكى نفس منطبعه و ديگرى نفس ناطقه و نفس منطبعه در افلاك بمثابۀ روح بخارى در حيوان و انسان است كه سارى در تمام اجزاء افلاك است زيرا افلاك را مانند انسان و حيوان اعضاء و جوارح خاص نيست كه آلات و مظاهر نفوس باشند و از اين جهت گويند آنها را نفوس منطبعه ميباشد.
(رسائل صدرا ص ١٥٣).
نُفوسِ ناطِقَه
-رجوع به نفس ناطقه شود.
نُفوسِ ناقِصَه
-رجوع به نفوس تامه كامله شود.
نُفوسِ هَيولانيَّة
-مراد نفوس بشريه در مرتبت وحد بالقوتاند.
(اسفار ج ٤ ص ٨٣).
نَفى
-(اصطلاح عرفانى)و مراد نفى صفات بشريت است،رجوع به فرهنگ مصطلحات عرفا شود.
نَفْىِ ضَرَر
-(قاعده نفى ضرر- (اصطلاح فقهى و اصولى) در كليات آمده است:
از جملۀ قواعد اساسى قاعدۀ نفى ضرر است كه از آن بقاعدۀ لا ضرر و لا ضرار تعبير ميشود-و حكمت تشريح آن نظير قاعدۀ رفع عسر و حرج تسهيل امر بوده چنانچه رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله فرموده جئتكم بالشريعة السهلة البيضاء و بمقتضاى اين قاعده هر حكمى اعم از تكليفى و وضعى كه موجب ضرر شخصى يا نوعى باشد آن حكم منفى است مثلا وضوء براى نماز واجب است و لكن هر گاه بعلت مرض يا غير آن مستلزم ضررى بر شخص باشد تكليف مرتفع است.
و همچنين هرگاه لزوم بيع با وجود عيب در ثمن مستلزم ضررى باشد بر اين تقدير بيع لازم نخواهد بود بلكه خيارى است و از اين باب است ظهور عيب در مبيع مثال ديگر بمقتضاى قاعدۀ سلطنت هر كسى حق دارد در خانۀ خود براى رفع احتياج آتش روشن كند و لكن وقتى اشتغال آتش مستلزم ضرر همسايه باشد بموجب قاعده لا ضرر روشن كردن آتش ممنوع است.
و از اين باب است اجبار مديون بر اداء دين خود باين طور كه وقتى از اداء آن امتناع نمود حاكم حق دارد براى اداء دين او از اموالش بفروشد-و نيز از اين باب است منع از تقسيم در جائى كه قسمت براى شريك ديگر ضرر داشته باشد زيرا ضرر شخصى نبايد بضرر شخص ديگر رفع شود.
ديگر در مواردى كه دوران امر ضرر بين اقل و اكثر و يا اشد و اخف باشد كه در اين صورت ضرر اكثر باقل،و اشد باخف دفع ميشود يعنى طرفى كه ضررش كمتر يا سبكتر است در مقابل طرف ديگر كه ضررش زيادتر است بايد تحمل ضرر