فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧١٧ - مُخَصِّصات
زيرين هر جسمى را محوى و سطح بالائين آن را حاوى نامند هر فلك ما فوقى حاوى فلك مادون خود و مادون محوى ما فوق است مثلا فلك الافلاك حاوى فلك ثوابت و فلك ثوابت محوى است،رجوع شود به فلك و افلاك.
مُحيط
-(اصطلاح حديث)اسم فاعل از احاطه است و در حديث كسى را گويند كه يكصد هزار حديث از لحاظ متن، سند،احوال روات جرحا و تعديلا بداند.
و نيز فلك محيط.
(از كشاف ص ٣٤١)
مَخارِج حُروف
-(اصطلاح ادبى)در اصطلاح قراء مخارج حروف بدين قرار است ١ جوف حلق كه مخصوص مد و لين است ٢ اقصاى حلق كه همزه و هاء است ٣ وسط حلق كه عين و خاء است ٥ اقصاى زبان كه قاف است ٦ پائين مخرج قاف كه كاف است ٧ بين زبان و وسط حنك اعلى كه جيم و شين و ياء است ٨ دنبال دندانها كه مخرج صاد است و همين طور رجوع شد به(كشاف ص ٤٤٩).
مُخْتار
-(اصطلاح فلسفى)هر فاعلى كه فعلش بارادۀ خودش باشد مختار مينامند.و در اين صورت در انتخاب فعل يا ترك آن مطلق العنان خواهد بود«كل مختار لا بد ان يختار احد طرفى النقيض» (شرح حكمت اشراق ص ٤١١).
«المختار ما يكون فعله بارادته لا ما يكون ارادته بارادته» (اسفار ج ٣ ص ٨٧).
مُختاريَّه
-(اصطلاح ملل و نحل) پيروان مختار بن عبيد الله را گويند كه سرانجامكار جزء اين فرقه يعنى فرقۀ كيسانيه گرديد،او معتقد بامامت محمد حنفيه است.
(از ملل و نحل شهرستانى ٦٨)
مُخْتَلِط
-(اصطلاح فلسفى)مراد تركيب و امتزاج است(رجوع به تركيب و تفسير ص ١٤٤٤ شود.)
مُخْتَلِف
-(اصطلاح حديث)نزد محدثان آن باشد كه دو حديث متضاد باشند در معنى بر حسب ظاهر پس ميان آن دو جمع شود بچيزى كه تضاد آنها را نفى كند و يا يكى را بر ديگرى ترجيح دهد در صورتى كه ممكن باشد.
(از كشاف ص ٤٨٦)
مُخْدَع
-(اصطلاح عرفانى)محل و موضع سر قطب است كه مكنون است.
مَخْرَج
-(اصطلاح ادبى)رجوع به مخارج حروف شود.
مُخَصِّصات
-(اصطلاح اصولى)يعنى امورى كه عام را تخصيص دهند و آنها عبارتند از اداة،استثناء،شرط،صفت غايت.و بطور كلى مخصص گاه عقلى است مانند «اللّٰهُ خٰالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» كه ذات او بحكم عقل خارج است و لفظى مانند «لاٰ تَأْكُلُوا مِمّٰا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّٰهِ عَلَيْهِ» كه مخصص «خَلَقَ لَكُمْ مٰا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» ميباشد و گاه متصل است مانند شرط، صفت،استثناء متصل مانند بدل بعض از كل و غايت و گاه منفصل است چنانكه با جملۀ جدائى عامى را تخصيص دهند و همين طور است مخصص عقلى.
(از معالم ص ١١٨ و تقريرات ص ٨٨ قوانين ص ٢٨٣-٢٧١-تلويح