فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٨٥ - قَصدُ المَعْنيين
لغوى يا عرفى نمود.پس اگر براى لفظ عرف خاصى باشد لفظ بر آن حمل ميشود و اگر عرف خاصى براى متكلم نباشد حمل بر عرف عام ميشود و با نبودن عرف عام حمل بر معنى لغوى خواهد شد و همه اينها وقتى است كه قرينۀ حاليه يا مقاليه كه مراد متكلم را تعيين كند وجود نداشته باشد.
در صورتى كه براى لفظ معنى شرعى و معنى لغوى باشد و معلوم نباشد كه مراد متكلم كدام يك از اين دو معنى است لفظ مجمل خواهد بود و بايد باصول موضوعى يا حكمى رجوع نمود.
بنا بر اين اگر شخصى مالى را وقف بر فقير نموده و چنين خيال كرده باشد كه معنى لغوى يا عرفى آن كسى است كه مالك قوت روزانهاش نباشد و معنى آن در واقع نزد عرف يا لغت كسى باشد كه قوت ماهيانه يا ساليانۀ خود را نداشته باشد پس اگر واقف قصد كرده باشد معنائى را كه خود خيال كرده همان متعين خواهد بود.
اما اگر قصدش معنى واقعى وقف بوده و من باب اشتباه در تطبيق چنين خيال كرده كه فقير واقعى كسى است كه قوت روزانۀ خود را نداشته باشد در اين صورت وقف حمل بر معنى واقعى خواهد شد.
پس بطور كلى حال بيك منوال نخواهد بود بلكه باختلاف نحوۀ قصد مختلف است (كليات حقوق ص ٣٢٦).
قَصْدِ اوَّل
-(اصطلاح فلسفى)در مقابل قصد ثانى بود كه منظور اين است كه جهان وجود بطور كلى و جملى به قصد اول پديد آمد و امورى ديگر بدنبال و بهتبع آن ميباشد.
گويند خداوند در تجلى اول با يك تجلى جملۀ عالم را آفريد كه متدرجا و بر حسب مقتضيات از عالم غيب بعالم ناسوت و شهادت نزول مينمايند
قَصدِ ضَرُورى
-(اصطلاح فلسفى) هرگاه مبدأ اول فعل تخيل بانضمام طبيعت يا مزاج باشد قصد ضرورى مينامند مانند تنفس براى انسان كه با آنكه منشأ آن قصد ميباشد مع ذالك عمل ضرورى است (شفا ج ٢ ص ٥٤١-اسفار ج ١ ص ١٧٤).
قَصدُ المَعْنيين
-(اصطلاح بديعى)و قصد المعنيين يا قصد الوجهين آنست كه لفظى را گويند و دو معنى يا زياده از آن اراده نمايند و قرائن و ملائمات هر دو معنى را بياورند حافظ گويد:
يار دلدار من ار قلب بدينسان شكند
ببرد زود بسردارى خود پادشهش
(كه معنى شكستن هم قلب است و هم لشكر) سعدى گويد:
بازآ كه در فراق تو چشم اميدوار
چون گوش روزهدار بر الله اكبر است
(از الله اكبر تعجب براى هر يك از دو معنى است) انورى گويد:
از حرفهاى تبغت آيات فسخ خيزد
تأليف آيه آرى هست از حروف معجم
يعنى حروف تيغ چون معجم(نقطه دار)است آيات فسخ از آن ظاهر ميشود زيرا از حروف معجم(حروف تهجى)تأليف ميشود كه حروف معجم هر دو معنى دارد.
(از ابدع ص ٣٣٠)