فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٢٠ - كِين
خواجۀ طوسى گويد:كيف هر هيأتى را خوانند كه موضوع را بسبب او تقديرى لازم نيايد و در تصور آن هيأت احتياج نيفتد بتصور نسبتى غير آن هيأت (اساس الاقتباس ص ٤٢).
ارسطو گويد:هيأتى كه بدانها از اشخاص سؤال شود«كيف هى»كيفيت گويند.
(از مقولات ص ٧١-٧٢).
اخوان الصفا آرند:كيفيت بر دو نوع است جسمانى و روحانى جسمانى چيزى است كه بحواس دريافته ميشود و روحانى بواسطۀ عقول شناخته ميشود.
(اخوان ج ١ ص ٢٢٧ و رجوع شود به اساس الاقتباس ص ٤٤-اسفار ج ٢ ص ١٩،٢٠ و ٢١،٥٤-ج ١ ص ٢١٥- شفا ج ٢ ص ٤٥١،٥٥٨ ج ١ ص ٢٠٩، ٢٩٧،٢١٣،٢٣٣،٤٤٢ و تفسير ص ٢٨٧).
كَيفيّاتِ رَوحانى
-(اصطلاح فلسفى و عرفانى) اين اصطلاح را اخوان الصفا بكار بردهاند و منظور علوم و اخلاقيات و صفات ممدوحه و فضائل اخلاقى است.
(از اخوان رساله دهم آراء و عقايد ص ٣٢٧).
كَىْ
-(اصطلاح ادبى)كلمۀ كى در زبان و قواعد عرب بر سه وجه است ١- اختصار كيف ٢-بمنزله لام تعليل در معنى و عمل و آن داخل بر ما استفهاميه شود مانند«كيما يضر و ينفع»٣-و بمنزله آن مانند«كما يضر و ينفع»٣-و بمنزله آن مصدريه.در معنى و عمل مانند(لكيلا-تأسوا)و(جئتك كى تكرمنى) (از مغنى ص ٩٤)
كَيْلى
-(اصطلاح فقهى)آنچه قابل كيل باشد.در مقابل موزون و عدى
الكَيُومَرْثيَّة
-(اصطلاح كلامى) اصحاب كيومرث را گويند و معتقد به دو اصل يزدان و اهرمن مىباشند و گويند كه يزدان قديم و ازلى است و اهرمن محدث و مخلوق است و نيز معتقدند كه يزدان فكر كرد كه اگر منازعى براى من باشد چه اتفاقى مىافتد و از اين رهگذر اهريمن حاصل آمد كه ظلمت و ضرر و فساد ست و يزدان را مخالفت كرد و لشكريان نور و ظلمت در هم افتادند و بجنگ اندر شدند...
(از ملل و نحل شهرستانى ص ١١٣- ١١٤)
كِيمياىِ قَناعت
-(اصطلاح عرفانى) قناعت بموجود و ترك ميل را گويند.
كِيمياىِ خَواصّ
-(اصطلاح عرفانى) خالص كردن قلب است از دنيا.
كِيمياىِ سَعادَت
-(اصطلاح عرفانى) تهذيب نفس است بواسطۀ اجتناب از رذائل و تزكيۀ آن از آنها و تخليه نفس بفضائل.
(از دستور العلماء ج ٣ ص ١٥٥) بگذر ز كدورت و صفا جو
و آن پاكى نفس را ز ما جو
كِيمياىِ عَوام
-(اصطلاح عرفانى) استبدال متاع اخروى باقى بحطام دنيوى فانى.
كِين
-(اصطلاح عرفانى)تسلط صفات