فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٩٣٩ - فرقه اسماعيليه
در فلسفه و علوم يونانى وارد بوده حكما را ملحد ميدانست.
٢-حجت الاسلام محمد غزالى طوسى (٥٠٥)صاحب كتابهاى تهافت الفلاسفه، معيار العلوم،قسطاس المستقيم و جز آنها.
غزالى يكى از كسانى است كه در ادوار زندگى خود حالات مختلفى در علوم پيدا كرده است،لكن در مسائل علمى و منطقى موشكافى خاصى دارد.وى نه تنها شارح ابواب و فصول منطق است بلكه در بسيارى از مسائل ابتكاراتى دارد.در طرز بيان قضايا و اشكال و تطبيق آنها با مسائل علمى روز،يعنى فقه و اصول منفرد بوده است و بدين جهت ميتوان او را پيشرو منطق علمى دانست،زيرا وى منطق را از حالت ركود و جمود بيرون آورد خود گويد:
«چون علوم معمول و متداول اين عصر علوم مذهبى است و مردم توجه زيادى بمسائل فقهى دارند بدين جهت در مقام تطبيق امثله منطقى از اين گونه مسائل استفاده ميكنيم تا بهرۀ آن عام باشد».
در باب تعليم گويد:«انتقال دانش بديگران از صورتهاى حاصله در ذهن بايد مدد گرفت».
در باب حدود كار مهمى كه بعهده آن است و همچنين در باب مقدمات قياس و سبك استدلال بيان جالبى دارد.
وى گويد:«قياس و حدس و تخمين و مفيد يقين نيست».
فقها به تمثيل قياس گويند و متكلمان رد الغائب الى الشاهد نامند».ديگر از كتب مهم وى المنقذ من- الظلال و مقاصد الفلاسفه است و خلاصه آنكه غزالى در مستصفى و محك و قسطاس قياس برهانى را به سه نمط بخش كرده است:
يكى نمط تعادل(اقترانى)ديگر نمط تلازم كه بقول او خدا آن را بكار برده است.سوم نمط تعاند كه بر زبان محمد(ص)گذاشته است و همۀ اين براهين در قرآن مجيد يافت ميشود.
وى اقسام غير برهان قياسى را موازين شيطان خوانده است.
٣-امام فخر الدين محمد بن عمر الرازى (٦٠٦)يكى از دانشمندان بزرگ ايران و اسلام است كه در علوم عقلى و نقلى تبحر كامل داشت.او در كتابهاى محصل و ملخص و منطق كبير و جز آنها بررسىهايى- از مسائل منطقى و عقلى كرده است با ابن سينا و روش او در مسائل عقلى همواره مخالفت ميكند و بر او ميتازد.
از اختصاصات او قدرت القاء شك و ترديد است.در تمام مسائل عقلى و نقلى و در جدل و مغالطه استاد اول است.در بيشتر اصول مسلم فلسفى شك ميكند و اين معنى از كتب و رسائل وى پيدا است.
وى را امام المشككين هم گويند.برخى ديگر از كتب فلسفى وى عبارت است از:
البيان و البرهان فى الرد قلى اهل الزيغ و الطغيان،تهذيب الدلائل و عيون المسائل، نهاية العقول،ملخص بعضى از شكوك امام در مسائلى از قبيل قضايا و قياس و مبادى برهان ملاحظه ميشود.
مهمترين كتاب وى مباحث المشرقيه