فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٩٦ - قَضايا
كانت الشمس غاربة فالليل موجود» و گاه باشد كه يك قضيه از دو قضيه متصله تركيب شود مانند«اما ان يكون اذا كانت الشمس طالعة فالنهار موجود و اما ان يكون اذا كانت الشمس غاربة فالليل موجود» و تصرفات در آن بسيار است.
و هر انسانى كه داراى قريحه و ذوقى سالم باشد پيدا كردن اين گونه تركيبات بر او دشوار نخواهد بود بخصوص پس از شناختن قوانين و ضوابط كلى در اين باب يعنى ضوابط تركيبات قضايا.
و بايد دانست كه قضاياى شرطيه را از راه تصريح بروابط لزومى و يا عنادى ميتوان تبديل به حمليات نمود مثلا تصريح شود ملزوم و يا عناد و گفته شود«طلوع و بر آمدن آفتاب را وجود روز لازم است» و يا گفته شود«وجود شب معاند با طلوع آفتاب ميباشد» قضاياى محصوره و مهمله و موجبه و سالبه:
در قضاياى شرطيه هرگاه كلماتى بمانند«اذا كان هو كان»و يا«اما و اما» و جز آنها آورده شود و صلاحيت پيدا كند كه لزومى و يا عنادى آن دائم و در تمام اوقات و اوضاع باشد و يا در بعضى از اوقات و اوضاع درين صورت حكم اين گونه قضايا از لحاظ كليت يا جزئيت موضوع معينى گردد و اگر چنين نباشد قضيه مهمله مغلطه خواهد بود و در قضاياى حمليه هرگاه گفته شود «انسان حيوان است»دو فرض درست و صحيح و متعين خواهد بود يكى آنكه هر يك يك از انسانها حيوان باشد ديگر آنكهبعض از جزئيات آن حيوان باشد.
زيرا«انسانيت»لذاته نه مقتضى استغراق ميباشد و نه مقتضى تخصيص به بعضى دون بعضى.زيرا هرگاه مقتضى استغراق مىبود لازم ميامد كه يك فرد از افراد آن انسان نباشد.
و اگر بر عكس مقتضى تخصيص مىبود لازم ميآمد كه همۀ افراد انسانى بالاجماع انسان نباشند.
و بنا بر اين مفهوم و معنى«انسانيت» براى هر دو امر صلاحيت دارد هم بر يك فرد صادق است و هم بر همۀ افراد و در اين صورت بايد معين و مشخص شود كه حكم در قضايا مستغرق است و يا غير مستغرق يعنى ناچار بايد در هر قضيۀ مستغرق و نامستغرق بودن آن متعين و مشخص گردد تا آنكه بصورت مهملۀ مغلطه در نيايد با توجه باين مقدمه گوئيم هرگاه موضوع قضيهاى فرد معين باشد آن را قضيۀ«شاخصه»ناميم مانند «زيد كاتب» و هرگاه موضوع آن شامل يعنى كلى باشد و حكم در آن بر هر يك يك افراد باشد محصورۀ كليه ناميده ميشود مانند «هر انسانى حيوانست»و«هيچ انسانى سنگ نيست» زيرا هر قضيۀاى را هم ايجاب باشد و هم سلب.
و هر گاه حكم در آن مخصوص به بعضى باشد يعنى در قضاياهاى شامله حكم متعين براى هر يك افراد نباشد و بلكه مخصوص به بعضى از آنها باشد اين گونه قضايا بعضيه ميباشند مانند«بعضى از حيوانات انسان ميباشند»و يا«بعضى