فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٦٠ - نور
خود بگذاريد،تقدير حق بينيد.
الهى،آن روز كجا بازيابم كه تو مرا بودى و من نبودم تا با آن روز نرسم ميان آتش و دودم و اگر بدو گيتى آن روز را بازيابم،برآسودم،و ربود خود دريابم، به نبود خود خوشنودم،من كجا بودم كه تو مرا خواندى،من نه منم كه تو مرا ماندى.
نور ايمان از بياض روى اوست
ظلمت كفر از سر يك موى اوست
ذره ذره در دو عالم هر چه هست
پردۀ از آفتاب روى اوست
هر كه شعلۀ از نور صدق برو تافت، ثقل دنيا نتواند كشيد و زينت و تنعم دنيا نتواند ديد و هر كه از تفرقۀ رسم و عادت خلاص يافت،نسيم حقيقت نتواند كشيد،و جملۀ موجودات عالم مملو از نورند و عالا مالامال از نور است كه جان عالم است.
(از عده ج و ص ١٧١-انسان كامل ص ١٢٤).
برخى از تركيبات:نور اقدس،نور تجلى،نور حقيقت ذات،نور شهود،نور طاعت،نور قدسى،نور معرفت نور وحدانيت،نور هدايت،نور محبت،نور زينت،نور تقوى،نور سكينت،نور ذكر، نور نبوت،تباشير نور،طيلسان نور،نور جهان...
چون اساس فلسفۀ نوريه در تاريخ فلسفۀ اسلامى بنحو گسترده از ويژگيهاى شيخ مقتول شهاب الدين سهروردى است از اين روى قسمتهائى از ديد و نظر اورا درباره نور و ظلمت در اينجا ايراد نمائيم.
هرگاه همۀ اشياء جهان وجود را بررسى كنى بجز نور محض چيزى دگر را درنيابى كه در هستيهاى عالم مؤثر باشد تأثير قريب و يا بعيد و چون محبت و قهر از ناحيه نور باشد و حركت و حرارت معلول نور بود بنا بر اين حرارت در همۀ امور غريزى و غيره مؤثر است كه معلول نور است همه صفات و محامد محصول حرارت است كه معلول نور است.
در جاى ديگر گويد:
و مزاج اتم آن انسان بود و از اين جهت است كه از واهب الصور مستدعى كمال بود و تو را معلوم شد كه در انوار قاهر تغييرات محال بود زيرا تغيير در قواهر نبود مگر از ناحيۀ تغيير در فاعل آنها و فاعل آنها نور الانوار بود و بدانستى كه تغيير در نور الانوار محال بود و بنا بر اين نه ذات نور الانوار را تغييرى بود و نه انوار قاهره را و آن امورى كه متدرجا بوجود آيد و نابوده و سپس بود شود و از ناحيۀ پارۀ از انوار همچنان تحصل يابند از جهت استعدادى بود كه بواسطه تجددات دائمه همواره حادث شوند و البته جايز است كه فاعلى تام بود در فاعليت خود و لكن فعل او متوقف بر حصول استعداد قابل بود و در اين صورت باندازه اعتدال مزاجى آن قابل قبول فعل كند يعنى بقدر استعداد خود از اين هيأت و صورتهائى كه در باب نسب عقليه كه در انوار قاهر است و همين طور