فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٤٩ - لِين و صَلابَت
دسته ديگر سفيدى را اصل الوان قرار داده و گويند باقى الوان از تركيب آن بوجود آيد و الوان را بر دو قسم كردهاند يكى الوان طبيعى و ديگرى الوان صناعى (اسفار ج ٢ ص ٢٨-٢٩).
لَهْو
-(اصطلاح عرفانى)لهو چيزى كه انسان را از خدا باز دارد و هر امر باطلى را لهو گويند.
(از طرائق ص ٢٤٠)
لَيْتَ
-(اصطلاح ادبى)كلمۀ ليت در زبان و قواعد عرب از حروف مشبهة بالفعل است و حرف تمنى است.كه متعلق بمحال است مانند«فيا ليت الشباب يعود لنا يوما فأخبره بما فعل المشيب»و نصب باسم و رفع به خبر ميدهد و گاه نصب بهر دو ميدهد مانند«يا ليت الصباء راجعا» و گاه ماء كافه ملحق بدان شود مانند «الا ليتما هذا الحمام لنا الى حمامتنا او نصفه» (از مغنى ص ١٤٩)
لَيْسَ
-(اصطلاح ادبى)كلمۀ ليس در زبان و قواعد عرب يكى از افعال ناقصه است و دلالت بر نفى حال كند و از افعال غير متصرف است كه رفع باسم و نصب به خبر دهد رجوع شود بافعال ناقصه.
(از مغنى ص ١٥٣).
لَيْلَةُ القَدْر
-(اصطلاح ذوقى)ليلة القدرشبى است با عزت و شرف كه هر كه در آن طاعت كند عزيز گردد و شبى است كه سالك را بتجلى خاص مشرف گردانند تا بآن تجلى بشناسد قدر و مرتبت خود را نسبت با محبوب و آن وقت ابتداى وصول سالك است بعين جمع و مقام اهل كمال در معرفت و آن اشرف ليالى است كه مخصوص بامت مرحومه است و در آن شب سالك متجلى شود بتجلى خاص.
(دستور العلماء ج ٣ ص ٨٢-كشاف ١٣٤ اصطلاحات شاه نعمت الله ص ٢١).
حافظ گويد:
شب قدرست و طى شد نامۀ هجر
سلام فيه حتى مطلع الفجر
دلا در عاشقى ثابت قدم باش
كه در اين ره نباشد كار بىاجر
غلام گيسوى او(محمد)ليلة القدر
هلال طلعت او ليلة البدر
در تعيين شب قدر يا شب برات بعضى پانزدهم شعبان دانستند و شب قدر و برات را يكى شمرند و بعضى ٢٧ شعبان دانند و بعضى در ماه رمضان دانند و شب ٢٧ رمضان را شب قدر دانند و بعضى شب قدر را با شب برات يكى ندانند.
لِين و صَلابَت
-(اصطلاح فلسفى) لين و صلابت از كيفيات محسوسۀ ملموسهاند.
(از اسفار ج ٢ ص ٣٦) .