فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٣٤ - فلسفه اولى
و شوق مر آن چيز را بوده باشد و باشد كه نبوده باشد (ترجمه اشارات ص ١٤٤ و رجوع به شفا ج ١ ص ٣٢٥-كشاف ص ١١٢١- رسائل صدرا ص ٢٤٤ و تفسير ص ٧٢٧ شود).
فكر در فلسفه علاوه بر معانى مذكوره بر دو معناى ديگر اطلاق شده است.رجوع به تفكر شود.
در عرفان انديشه و در اصطلاح فكر و انديشه كردن در آيات خدا است كه از و معرفت زايد و ذكر كردن در نعم خداست كه ازو محبت زايد و فكر كردن در وعدههاى- خداست كه ازو رغبت زايد در طاعت و فكر در وعيد و عقاب خداست كه از آن ترس از مخالفت زايد.
(طبقات ص ٢٨).
فَكَّه
-(هيئت و نجوم) فكه را اكليل شمالى هم نامند و يكى از صور كواكب شمالى بود واقع بين عواء و جاثى و آن را قصعه هم نامند يا قصعة المساكين و قصعة الصعاليك و بفارسى كاسۀ درويشان گويند و از ستارگان آن بود نير الفكه نام اين صورت يا ستاره در ادبيات بسيار آمده است و در سنتهاى شرقى انعكاس دارد
فَلسَفَه
-(اصطلاح فلسفى)كلمۀ فلسفه يونانى الاصل و مشتق از فيلا سوفيا يعنى محب حكمت است.
اخوان الصفا گويند:ابتداء فلسفه دوست داشتن دانشها بود و وسط آن شناخت حقايق موجودات بود بر حسب قدرت انسانها و پايان آن عمل به گفتار بود يعنى عمل موافق با علمدر جهت كمال ممكن.
(از رسائل اخوان رسالۀ اول ص ٢٣ رجوع شود به طبقه بندى علوم و ملل و نحل شهرستانى ص ١٥٥) ه-فلسفه عبارت از وسيلهايست براى آنكه انسان را عالم عقلى مشابه با عالم وجود عينى گرداند.
افلاطون گويد:فيلسوف كسى است كه هدف او رسيدن بمعرفت امور ازلى يا معرفت حقايق اشياء باشد.
رواقيان غايت فلسفه را حيات عملى مىدانستند.
در آغاز امر فلاسفه و متفكران يونانى توجه و نظر خود را به فكر كردن در اطراف جهان محسوس و ماده و ماديات معطوف كردهاند و همواره سعى نمودهاند كه حقايق عالم را از آن راه توجيه و تفسير نمايند.
صدر الدين گويد: پايهگذاران فلسفه طالس ملطى و بعد انكساكورس و انباذقلس و فيثاغورس و سقراط و افلاطون هستند كه خميرۀ فلسفه بدست آنها درست شده است.
اخوان الصفا گويند علوم فلسفى بر چهار قسماند ١-رياضيات ٢-منطقيات ٣-طبيعيات ٤-الهيات.و گويند غرض فلاسفه از علوم رياضى سلوك بطرف علوم طبيعى و نيل و ترقى بعلوم الهى است كه نهايت غرض حكمت است (اخوان ج ١ ص ٤٧،٢٣-رجوع شود بدستور ج ٣ ص ٣٦،٤٣-اسفار ج ٢ ص ١٠٢،١٨٤-تفسير ص ١٦٠)
فلسفه اولى
-(اصطلاح فلسفى) فلسفۀ الهى و فلسفۀ اعلى را فلسفۀ اولى