فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٠٨ - آيا تحقق علم مطلق ممكن است يا نه
توضيح زيادتر اينكه هر موجودى از موجودات عالم هستى معلول كل موجودات عالم هستى است،نظام كلى و جملى جهان در خط خاصى قرار دارد كه همۀ موجودات آن بر اساس قاعدۀ فعل و انفعال و تأثير و تأثر رابطۀ خاصى كه بطور قطع با واسطه يا بلا واسطه رابطه عليت و معلوليت است دارند و هيچ امرى ازين كوشش و كششهاى مداوم بيرون نيست و بالنتيجه هر امرى محصول همۀ امور است و بعبارت ديگر هر موجودى هم بالقوه و هم بالفعل ميتواند مظهر و آينۀ تمام نماى خواص وجودى همه امور باشد و بدين ترتيب احاطۀ وجودى و علمى نامتناهى ازلى و ابدى لازم است تا علم و دانش مطلق به همۀ امور و يا حتى يك امر حاصل شود و اين امر در حد قدرت و توانائى متناهى افراد نخواهد بود.گذشته ازين امر منشأ معرفت و شناسائى انسانها بجز حواس ظاهرى چيزى ديگر نيست،كه اين تنها منشأ بقول سوفسطائيان يونان خود قابل خدشه است،چه آنكه مدركات حسى افراد خود نسبى است و به گفتار شيخ شهاب الدين سهروردى در باب قياسات و حجتها، دريافتهاى هيچ انسانى براى انسان ديگر حجت نيست و اصولا دريافتههاى هيچ شخصى با تمام خصوصيات قابل انتقال به ديگرى نمىباشد (رجوع شود به مقالۀ دوم از حكمة- الاشراق).
و اين معنى بجز گفتار شكاكان يونان و يا سوفسطائيانى است كه حس را خطاكار مىدانند و در نتيجه منشأ علم را موردخدشه قرار ميدهند پس نتيجه آنكه حصول علم مطلق يعنى كشف تام ماهوى نسبت بهر چيزى نامقدور است.
بدون آنكه خواسته باشم افكار و آراء دانشمندان يونان را در اين باب برشمرده باشم و نقض و ابرامى كه نسبت بهر يك از عقايد اظهار شده است ايراد كنم بطور اختصار برگزار كرده بذكر آنچه مفيد است بسنده ميكنم و سپس پارۀ از عقايد فلاسفه را بويژه نظر صدر الدين شيرازى، معروف بملا صدرا را در باب علم و وجود ذهنى ذكر ميكنم.بطور كلى ميتوان در باب علم دو مذهب اساسى را نام برد:
يكى مذهب مشاء و ديگر مذهب اشراق، گر چه مذهب سومى هم در اين ميان خودنمائى كرده است كه تأليفى از اشراق و مشاء باشد كه نمونه كامل آن ملا صدرا است.
اساس مذهب مشاء بر طبقه بندى علم است به تصور و تصديق و اينكه ماهيت آن عبارت از صورتهاى حاصلۀ از اشياء است بنزد عقل،جان كلام در اين جاست كه آيا صورتهاى موجودات بنزد عقل حاصل ميشود يا نه؟و بر فرض كه حاصل ميشود چگونه حاصل ميشود؟و آيا حصول صورتهاى اشياء بنزد عقل در حصول علم كافى است يا نه؟ (رجوع شود به كشاف ج ٢ ص ١٠٥٢ و اسفار ج ١ ص ٢٩٦ و حاشيه ملا عبد الله بر تهذيب المنطق تفتازانى ص ٥).
بحث اساسى اين است كه آيا صرف حضور و يا حصول صورتهائى از موجودات بنزد عقل و يا در قوۀ دراكۀ انسان علم