فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤١٦ - فِسْق
و اما دليل اقتضاى فساد در معاملات واضح است چه آنكه نهى با هيچ يك از دلالات ثلثه مقتضى فساد منهى عنه نيست زيرا فساد منهى عنه نه معنى مطابقى نهى است و نه جزو و نه لازمۀ عقلى و يا عرفى آن ميباشد.
٤-در خاتمۀ اين فصل يادآورى اين نكته را لازم ميدانيم كه هر يك از قائلين بر دلالت نهى بر فساد(مطلقا يا به تفصيل)دربارۀ نحوۀ دلالت آن با يكديگر اختلاف نمودهاند يعنى بعضى از آنها دلالت را دلالت شرعى و بعضى ديگر دلالت لغوى دانستهاند ولى چون بحث دربارۀ نحوۀ دلالت از طرفى قليل الجدوى بنظر ميرسيد و از طرف ديگر آراء را متشتت تر و توضيح مسأله را مشكلتر ميساخت لذا از تعرض بدان خوددارى گرديد.
(اصول رشاد ص ١٢٨-١٢٣)
فَسْخ
-(اصطلاح فقهى و فلسفى) فسخ در لغت نقض و تفريق است و در شرع رفع عقد است بهمان طريق كه قبل از فسخ بوده است يعنى برهم زدن عقد بدون كم و كاست.
(از كشاف ص ١١٠٦) در فلسفه عبارت از انتقال نفوس است بعد از مرگ به نباتات (رجوع به تناسخ شود و رجوع به شرح حكمة الاشراق ص ٤٧٧ شود)
فُسحا
-(اصطلاح گاهشمارى)بضم فا و فتح و سكون سين.يكى از اعياد مهم يهوديان است و آن روز پانزدهم ماه نيسان است روزى كه يهوديان يعنى قوم بنى اسرائيل از مصر بيرون شدند و از بند و اسارت فرعونيان رهائى يافتند واين نخستين روز از هفت روز فطيرخوران است كه جهوديان درين هفت روز خمير فطير خورند و يا نگاهدارند در آخر روز هفتم اين ايام فرعون بدرياى قلزم غرق شد و بهمين دليل اين ايام براى بنى- اسرائيل بسيار مهم است و از سنتهاى واجب يهوديان بحساب مىآيد در قاموس كتاب مقدس فصح با صاد و بدون الف آمده است در آثار الباقيه فسحا آمده است.
در قاموس كتاب مقدس آمده است جز روز اول اين هفت روز و روز آخر روزهاى وسط اين دو را يهوديان در مجالس و مجامع حاضر نمىشوند.
(از آثار الباقيه.از قاموس كتاب مقدس)
فَسخِ فِعْلى
-(اصطلاح فقهى)در برابر فسخ قولى در كليات حقوقى آمده است:
همان طورى كه فسخ به قول حاصل ميشود به فعل نيز حاصل خواهد شد.
بنا بر اين اگر شخصى مالى را با داشتن خيار فسخ به يكى فروخته باشد و در مدت خيار آن را بديگرى انتقال دهد معامله دوم بر حسب ظاهر فسخ فعلى نسبت به معامله اول محسوب خواهد شد و در حقيقت كاشف است از اينكه آن را فسخ نموده و الا اقدام باين معامله نمىنمود.
(كليات حقوقى ص ١٠٣)
فِسْق
-(اصطلاح اخلاقى فقهى) فسق در لغت عدم اطاعت امر اللّه است كه شامل كافر و مسلم عاصى ميشود و در شرع ارتكاب گناهان كبيره يا اصرار بر صغير است.