فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٤٢٦ - فِعلِ نَفْسانى
از آن مىباشد و اين امر خود روشن است.
فِطريّات
-(اصطلاح فلسفى)فطريات عبارت از مقدمات بديهى و ضرورى است و قضايائى است كه قياسات آنها با آنها است (كشاف ص ١١١٨-دستور ج ١ ص ٣٤).
فَطور
-(اصطلاح عرفانى)فطور عبارت از تميز خلق است از حق به يقين و توابع يقين (اصطلاحات شاه نعمت الله ص ٥٦) موج و دريا بود بديدۀ ما
بتعين تميز ميفرما
فِطْنَت
-(اصطلاح فلسفى)فطنت يعنى زيركى و فطن يعنى با هوش و عبارت از تنبه به چيزى است كه شناسائى آن مقصود و منظور باشد و اغلب در احجيه و لغز بكار برده ميشود.
(از اسفار ج ١ ص ١٩٥-دستور ج ٣ ص ٣٤).
فِعل
-(اصطلاح فلسفى و ادبى)در فلسفه فعل يكى از مقولات نهگانه عرضى است و عبارت از تحرك در كيف است و امر متكيف را مقولۀ انفعال يا ان ينفعل ميگويند و بعبارت ديگر حالت مؤثريت چيزى را در چيزى ديگر فعل يا مقولۀ ان يفعل گويند و حالت متأثريت شىء را از شىء ديگر مقولۀ انفعال يا ان ينفعل مينامند.
خروج از قوت بفعل را نيز فعل ميگويند كه گاه دفعى است كه بنام فساد و كون ناميده ميشود و گاه تدريجى استكه بنام استحاله ناميده ميشود.
معناى ديگر فعل كه مقابل قوت است جنبۀ فعليت و شيئيت و تحصل اشياء است.
(تهافت-التهافت ص ١٣١،٣٦١- تفسير ما بعد ص ١١١٠،١١٣٦، ١١٦٨-مجموعۀ دوم مصنفات ص ١٢٣- دستور ج ٣ ص ٣٦) فِعلِ إرادى فِعلِ باطِل فِعلِ جَزاف فِعلِ ضَرورى فِعلِ طَبيعى فِعلِ عادى فِعلِ مُحكَم فِعلِ مَزاجى فِعلِ نَفْسانى
فِعلِ نَفْسانى
-(اصطلاحات فلسفى) افعال باعتبار غاياتى كه بر آنها مترتب ميشود بطور مطلق اعم از ما اليه الحركة و ما لأجله الحركة بر چند قسماند.
توضيح آنكه اولا غايت باشتراك صناعى بر دو نوع است يكى غايت بمعناى ما اليه الحركة و ديگر غايت بمعناى ما لاجله الحركة و ثانيا انجام و تحقق هر فعلى بدنبال مقدمات و مبادى چند انجام ميگيرد كه بعضى از آن مبادى و مقدمات ابعداند و اول و بعضى بعيد(مبدأ متوسط)و بعضى قريب و برخى اقرب.
مبدأ اول و ابعد عبارت از علم است و آن اعم از علم تصورى و تصديقى است مبدأ بعيد عبارت از ميل است كه منبعث از قوت شوقيه است مبدأ قريب عبارت از اراده جازم است كه بدنبال شوق مؤكد حاصل ميشود و بعد از آن مبدأ اقرب است