فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٦٤ - كِتاب
كبيسه گويند و كبيسه يعنى انباشته است يونانى الاصل است و البته مردم فارس كبيسه نمىكردند يعنى هيچ سالى را ٣٦٦ روز محسوب نمىكردند و همين طور ١/٤ را رها ميكردند و در نتيجه در ١٢٠ سال يك ماه تمام درست ميشد و آن گاه اين ماه را بر ماههاى سال ميفزودند و سال را ١٣ ماه حساب ميكردند و يك ماه را در چنين سالى دو بار نام ميبردند و آن سال را بهيزك خواندند لكن قطبيان اين ١/٤ روز را همچنان رها ميكردند تا از آن يك سال تمام پديد ميامد در ١٤٦٠ سال تمام و در اين صورت از همۀ سالهاى تاريخ يك سال را رها ميكردند.
(از التفهيم ص ٢٢٢)
كِتاب
-(اصطلاح فقهى و ذوقى)و مراد از كتاب قرآن مجيد است كه يكى از مأخذ اساسى فقه اسلام و بيان احكام او است در قرآن دو دسته از آيات هست يكى آيات محكمه و ديگرى آيات متشابهه آيات محكمه آنها هستند كه معانى متعددى نداشته و نص باشند در افادۀ احكام و عمل بدانها واجب و لازم است و بلا اشكال است اعم از آنكه اين محكمات نص باشند يا ظاهر در اين مورد اخباريان گويند بطور مطلق استدلال و عمل بآيات قرآن روا نباشد و گويند همۀ قرآن متشابه است نسبت بما،و حكمى نتوانيم از آن استفاده نمائيم مگر با كمك اخبار و روايات كه مبين آيات باشند اين نظر نزد اصوليان مردود شناخته شده است زيرا اولا حضرت رسول مبعوث شد و كتابى براى او فرستاده شد كه بلسان قوم او است و مشتمل بر خطابات،اوامر و نواهى است و قصص و حكايات گذشتهگان در آن آمده است و اين وضع تنها براى اين بوده است كه مردم بدانند و عمل كنند و حتى آياتى هست كه خود مشعر بر فصاحت و بلاغت آن است و معنى فصاحت آن اين است كه فهم آن براى اهل لغت آسان و روشن باشد و ثانيا اخبار متواترۀ داريم مبنى بر اينكه واجب است عمل به قرآن و به مفاد آيات:
حضرت امير فرمايند.
و«الصلاة على نبيه الذى ارسله بالفرقان ليكون الى الحق هاديا»... و بالجمله متشابهات كه متضح الدلالة نمىباشند و از راه اخبار و آيات ديگر كه آنها را روشن كردهاند واضحاند و محكمات كه خود نص يا ظاهر در معنى و مفاداند و در اين مورد بحث مفصل است.
يكى از مسائل مورد بحث اصوليان اين است كه آيا تحريف و تصحيف در قرآن واقع شده است يا نه بسيارى از اخباريان گويند:زياده و نقصان و تحريف در قرآن واقع شده است از جمله كسانى كه اين معنى را گويند كلينى و على بن ابراهيم است و و شيخ احمد بن ابي طالب صاحب احتجاج است و سيد مرتضى و صدوق و محقق طبرسى و بسيارى از مجتهدين قائل بعدم تحريفاند و گويند قرآن بدين طريق و ترتيب كه بوسيله عثمان جمعآورى و تحرير شده است وحى است و تغييرى در آن داده نشده است و تقريبا اين گفتار و قول مورد اتفاق فقها و اصوليان است و كسانى كه گويند تحريف در قرآن واقع شده است استناد كنند به رواياتى از جمله خبرى به حضرت امير نسبت دهند كه در موقعى كه از او