فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٨٧١ - مَفْهوم
الف)مفهوم موافق:هرگاه حكم معنى مفهومى كلام از حيث نفى و اثبات موافق حكم معنى منطوقى آن باشد آن را مفهوم موافق گويند مثلا آيۀ فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ كه منطوقا بر حرمت تافيف نسبت بوالدين دلالت مينمايد-مفهوما بر حرمت ضرب و شتم آنها دلالت ميكند زيرا وقتى كه تأفيف و الدين و اداى كلمۀ خشن بر آنها حرام باشد ضرب و شتم آنها بطريق اولى و بفحوى الخطاب حرام خواهد شد.
پس آيۀ مزبوره مفيد دو معنى ميباشد يكى منطوقى يعنى حرمت تأفيف و ديگرى مفهومى يعنى حرمت ضرب و شتم و چون هر دو معنى از حيث ثبوت حكم حرمت موافق،يكديگر هستند(يعنى حكم هر دو معنى حكم ثبوتى است)لذا گفته ميشود كه حرمت ضرب و شتم مفهوم موافق حرمت تأفيف است.
ب)مفهوم مخالف:هرگاه حكم معنى مفهومى كلام،از حيث نفى و اثبات مخالف حكم معنى منطوقى آن باشد آن را مفهوم مخالف گويند.
مثلا آيۀ إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا منطوقا دلالت دارد بر اينكه اگر آورندۀ خبر فاسق باشد بايد دربارۀ آن خبر تحقيق و تبيين كرد و مفهوما دلالت دارد براين كه اگر آورندۀ خبر عادل باشد تحقيق دربارۀ آن لازم نيست پس حكم معنى مفهومى كلام،مغاير با حكم معنى منطوقى آن است يعنى حكم منطوقى وجوب تحقيق و حكم معنى مفهومى آن عدم وجوب تحقيق ميباشد.
بنا بر اين گفته ميشود كه مفهوم مخالف إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا ان جاءكم.
عادل بنبأ فلا تبينّوا ميباشد.
بحث در حجيت و عدم حجيت مفاهيم مئالا باين نكته باز ميگردد كه آيا جملات مبحوث عنها واقعا داراى مفاهيم ادعائيه هستند يا خير؟ مثلا بحث در اينكه مفهوم موافق يا مفهوم مخالف حجت است يا نه؟ناظر باين است كه فى المثل آيۀ فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ داراى آن چنان مفهوم موافقى هست يا نه؟ و يا آيۀ إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا داراى آن چنان مفهوم مخالفى هست يا نه؟ و الا اگر مسلم شود كه آيات مزبوره داراى آن مفاهيم هستند يعنى بآن معانى مفهوما دلالت ميكنند ديگر بحث در حجيت آنها بىمنطق خواهد بود-زيرا در آن صورت حجيت آنها در آن معانى قطعى و غير قابل بحث ميگردد-و همچنين اگر معلوم شود كه آيات مزبوره داراى آن مفاهيم نيستند يعنى بر آن معانى مفهوما دلالت نمىكنند باز بحث در عدم حجيت آنها بحث زائدى ميشود.
پس بحث در حجيت و عدم حجيت مفاهيم در واقع راجع است به نفى و اثبات- يا وجود و عدم آن مفاهيم.و به تعبير ديگر مثلا ما در مورد آيۀ اول كه در مقام بيان طرز رفتار با والدين است با دو موضوع مواجه ميشويم يكى گفتن اف بر والدين و ديگرى ضرب و شتم آنها:
آيۀ مزبوره حكم موضوع اول را منطوقا بيان فرموده ولى دربارۀ حكم موضوع دوم سكوت اختيار كرده است.
بنا بر اين آنهائى كه مدعى حجيت