فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٧٤٦ - ويژگيهاى مدينۀ جماعيَّه
طولانىتر و مردم آن زيادتر و نعمتهاى آن فراوانتر و براى زندگى مردم كاملتر بود هم خيرات و هم شرور آن هم فزونتر شود.و بايد دانست هنگامى كه رياسات مدينۀ جاهله گفته مىشود مقصود انواع رياسات است به تعداد انواع مدينههاى جاهله.
زيرا هر يك از رياستهاى جاهليه يا قصد و هدفش صرفا دستيابى به حوائج ضرورى زندگى است،و يا علاوه بر آن توانگرى مالى است،و يا علاوه بر آنها بهرهورى از لذتهاى مادى است،و يا نيل به كرامت و حسن شهرت و ستايش است.
حال اساس آن بر حريت و آزادى باشد، و يا قهر و غلبه،و از همين جهت است كه رياستهاى اين گونه مدينهها در ازاى ثروت خريد و فروش مىشود به ويژه رياستهاى مدينههاى جماعيه.
زيرا بيان شد كه در مدينۀ جماعيه هيچ فردى از آن دگر در احراز رياست اولويت ندارد،و بنا بر اين موقعى كه رياست آن به يك فردى از افراد اعطا شود يا براى اينست كه مطيع مردم است و به اصطلاح مردم اين كار مىكنند كه بتوانند هر نوع خواست و ارادهاى را بر او تحميل نمايند و يا اينكه در برابر اين كار ازو ثروت و مكنتى دريافت مىكنند و يا ما به ازاى ديگر،و بهترين رئيس به نزد اينان آن كسى است كه بهترين انديشهها و چارهجوئىها را در راه رسيدن مردم به هدفها و اميال نفسانى خود،كه در عين حال گوناگون و متنوع است،به كاربرد و نيز بتواند سود آنان را از دستبرد دشمنان نگه دارد،و در عين حال خودش از اموال آنها به جز رفع حوائج ضرورى زندگيش چشم داشتى نداشته باشد، بلكه صرفا باندازۀ ضرورت زندگى خود از آنان برگيرد.و قهرا در اين گونه مدينهها آن كسى كه به معنى واقع جزء افاضل باشد يعنى آن گونه كسى كه اگر به رياست برسد كارها و اعمال آنها را ارزيابى كرده و به سوى سعادت حقيقى رهبرى مىنمايد هيچ گاه به رياست نمىرسد و مردم زير بار رياست او نخواهند رفت.
و هرگاه پيش آيد كه اين چنين كسى مقام و منصب رياست يابد در اندك مدتى يا خلع مىشود يا كشته و يا وضع حكومتش پريشان حال شده جنگ و ستيز بر سر آن فزون مىشود.و همين طور است وضع ساير مدينههاى جاهليه كه هر فرد از مردم آن طالب رياست آن كسى مىباشند كه خواستها و اميال آنها را برآورد،و راه رسيدن به آن را براى آنها آسان گرداند، و هم نگهبان آنها باشد،و به طور مطلق از رياست افاضل ابا و امتناع دارند و نمىپذيرند،فقط چيزى كه هست اين است كه پديد آمدن مدينههاى فاضله و رياستهاى فاضله از بطن مدينههاى ضروريه و جماعيه آسانتر و ممكنتر است.رسيدن به حوائج ضرورى زندگى و يا توانگرى و بهرهگيرى از لذات و لهو و لعب و نائل شدن به كرامات گاه از راه قهر و غلبه است و گاه از راههاى ديگر بنا بر اين هم مدينههاى چهارگانه با توجه باين امور تقسيم بندى ميشوند