فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٥٠ - نَمازِ مُضْطَرّ
نيت كنند،و تكبير احرام بگويند،و «الحمد»و«الشمس»بخواند.چون فارغ شود،تكبير بگويد،و دعاى قنوت بخواند، آنگه تكبير ديگر بگويد،و قنوت خواند، همچنين تا شش تكبير تمام كند.آنگه به ركوع شود،و ركوع و سجود بجاى آورد.
آنگه تكبير كند و قنوت بخواند،همچنين تا پنج تكبير تمام كند.آنگه بركوع شود، و نماز تمام كند.
و دليل بر وجوب اين ترتيب آنست كه:
هيچ خلافى نيست در آن كه هر كه برين نماز كرد،نماز او صحيح و مجزى است، و ذمت او بيقين برى بود.و دليلى نيست بر آنكه بر خلاف اين ترتيب مجزى است.
چون از نماز پرداخت،بر منبر رود و خطبه بخواند.شنيدن خطبۀ عيد واجب نيست اما فاضلتر آنست كه استماع كنند خطبه را.
و چون زوال آفتاب شد،وقت نماز فائت گشت،و قضاى آن واجب نباشد.
و چون عيد و جمعه شود،حضور هر دو واجب باشد.دليلش طريقۀ احتياط است.
و روايتى ديگر آنست كه:چون بنماز عيد حاضر شوند،در نماز جمعه مخير باشند.
و تكبير گفتن شب عيد فطر سنت بود در عقب چهار نماز:اولين نماز شام و آخرين نماز عيد،و روز اضحى در عقب پانزده نماز كسى را كه بمنى باشد،و ديگران را در عقب ده نماز:اولين نماز پيشين از روز عيد.
(رجوع شود به معتقد الاماميه ص ٢٤١ و ٢٤٤).
نَمازِ كُسوف و آيات
-(اصطلاح فقهى) نمازى كه در هنگام ماه گرفتگى و خور گرفتگى خوانند با شرايطى نماز كسوف و آيات ده ركوع است بچهار سجده،نيت كند و تكبير بگويد.و قرائت بخواند،و بركوع شود.همچنين تا آنگه كه پنج ركوع كند.چون از ركوع پنجم سر بردارد،بگويد«سمع الله لمن حمده»،و به سجده رود،و دو سجده بكند، و برخيزد.و همچنان كه كرده است،پنج ركوع ديگر بكند،و نماز تمام كند،و سلام بدهد.
و دليل برين ترتيب و كيفيت آنست كه ابى بن كعب روايت كرد كه در عهد رسول ص آفتاب بگرفت،رسول ص با ما نماز كرد،سورتى از سورتهاى دراز برخواند، و پنج ركوع كرد،و دو سجده كرد،و تشهد بخواند،و سلام بداد،و همچنان روى بقبله آورده بنشست،و دعا ميكرد، تا آنگه كه قرص آفتاب گشاده گشت.
و اگر نماز ترك كند،تا آنگه كه باز شود،بواجبى قضا بايد كرد.
(رجوع شود به معتقد الاماميه ص ٢٤٧)
نَمازِ مُضْطَرّ
-(اصطلاح فقهى)نمازى كه در وضع غير عادى مانند خوف و جنگ و يا مرض و جز آن خوانند لكن وضع نماز خوف در محل ديگر آمده است:
اما كسى كه مضطر بود،او مكلف باشد بگزاردن نماز در آخر وقت،بهر وجه كه تواند.
و رنجور اگر نتواند كه نماز كند بر پاى عصاى در دست گرفته،يا بر ديوارى