فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٨٠ - كَفالَت
خود را،با وجود اختيار،هر روزى را گوسفندى بود،و با ضرورت از براى همه گوسفندى بود.
و در هر ناخنى بچند مدى طعام بود، از براى همۀ ناخنها گوسفندى.
و در جدال سه باربر است،يا يك بار بدروغ گوسفندى بود،و دو بار گاوى، و سه بار شترى.
و در جامۀ دوخته اگر يكى باشد يا بيشتر،در يك مجلس گوسفندى بود،و اگر در هر مجلسى جامهاى پوشد بعدد هر جامهاى گوسفندى بود.
و جامه را از جهت پاى بيرون بايد كرد.
و در سر تراشيدن گوسفندى بود،يا شش مسكين را طعام دادن،يا سه روز روزه داشتن.
و در موى لب گرفتن،و موى بغل و زهار تراشيدن،گوسفندى بود.و دور انداختن چيزى از موى سر يا ريش،نه اندر طهارت،كفى از طعام باشد.
و در كشتن شپش،و دور كردن او.
و خاريدن تن،چنانكه خون برايد طعام باشد.
و در بريدن درخت از بن از آنچه ذكر او رفت،گاوى،و در خورد،گوسفندى.و بريدن بعضى درخت و قطع حشيش،آنچه ميسر شود از صدقه.
و اگر محرم براى محرم عقد نكاح كند،و او دخول كند با زن،بر آنكه عقد كرده باشد،اشترى باشد.
و هر چه بغير اين باشد كه گفته شد، درو بزهى حاصل آيد،اما كفارت نباشد،زيرا كه لزوم كفارت محتاج دليل است، و در شرع دلالتى نيست برين.
و مكروه باشد بويى،كه بخلاف آن بويها بود كه ذكر كرده آمد،بوئيدن،و سرمه كشيدن،و خضاب كردن از براى زينت،و نگاه كردن در آينه.لقوله ص،
«الحاج اشعث اغبر» حاج كاليده موى،و گردآلوده باشد.و اين همه منافى اينست.
(از معتقد الاماميه).
كَفالَت
-(اصطلاح فقهى)و نوعى از ضمانت است و آن ضمانت بدنى است كه هرگاه محاكم بخواهند بايد مكفول را حاضر كند و يا ضم ذمه است بذمۀ ديگر در دين اعم از آنكه كفالت بنفس باشد و يا بمال و يا تعهد بنفس باشد يعنى كفالت التزام احضار مكفول است هرگاه مكفول له بخواهد و شرط آن رضايت كفيل و مكفول له باشد و كفيل بمنزلۀ وكيل بود و كفيل پس از تسليم مكفول برى الذمه شود.
(از شرح لمعه ج ١ ص ٣٢٧-كشاف ج ٢ ص ١٢٥٧-الفقه على...ج ٣ ص ٣٠٦) و هى التعهد بالنفس اى التزام احضار المكفول متى طلبه المكفول له و شرطها رضى الكفيل و المكفول له دون المكفول و تصح حالة و مؤجلة الى اجل معلوم و برى الكفيل بتسليمه تسليما تاما عند الاجل او فى الحلول...
و لو امتنع الكفيل من تسليمه الزمه الحاكم به فللمستحق طلب حبسه من الحاكم حتى يحضره او يؤدى ما عليه ان امكن ادائه عنه كالدين و لو لم يمكن كالقصاص و الزوجية-