فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ١٥٧٨ - كَفّارات
كرده شد،مجزى بود.و اگر بيشتر ازين بود.لازم نباشد.اگر عاجز شود از آنكه همه روزه بدارد،از هر دو روز سه روز بدارد.
و در هر كبوترى از حرم گوسفندى بود،و در هر بچۀ كبوترى برهاى،و در هر خايۀ وى درمى،و در هر كبوترى از كبوتران حل درمى بود،و هر بچهاى از آن وى نيم درم،و در خايۀ وى ربع درم.
و در خايۀ اشتر مرغ كه بچه در وى جنبش آمده باشد بچه اشترى بود،و اگر نه بعدد هر خايهاى ناقهاى را گشن دهند، آنچه بزايد هدى بود،و اگر اين ميسر نشود براى هر خايهاى گوسفندى بود،و اگر نه سه روز روزه بدارد.
و اگر تير بصيد اندازد و صيد غايب شود،و حال وى نداند،فداى وى بدهد.
و اگر پس از آن وى را ببيند،جايى شكسته،برو بود قيمت وى ميان آنچه شكسته و درست باشد در يكى از دو سر.
و آهو را ربع قيمتش بود،و در هر دو نيمى از قيمتش،و در يك چشمش نيم قيمتش،و در هر دو قيمت تمام بود.
و حكم دست و پايش همين بود.
و در ملخ و زنبور يك كف گندم بود، و در بسيارى گوسفندى.
و در جو، و موش دشتى،و سوسمار، برهاى بود از شير بيرون آمده.
در كشتن شير،نه بر وجه دفع، گوسفندى بود نر.
و آنچه او را مثل نباشد،چون گنجشك، قيمت او بود.
و حكم شريك در صيد،حكم كسى بودكه تنها صيد كرده باشد.دليل برين آنست كه شريك قاتل است،پس داخل بود در تحت قول خداى تعالى: وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً .
و حكم دلالتكننده حكم قاتل است، براى آنكه او منهى است از دلالت.و چون خلاف كرده باشد نهى را و دلالت كرده باشد،و صيد را بدلالت وى كشته باشد، برائت ذمت وى بيقين حاصل نشود،مگر بكفاره.
هر كه زن خود را بوسه دهد بمد بىشهوت،بر وى گوسفندى بود.و اگر بشهوت بود،اشترى.و همچنين بود،اگر با وى وطى كند تا آنگه كه منى بيرون آيد.
و اگر در غير زن خود نگاه كند،و منى حاصل شود،اگر توانگر باشد،اشترى لازم باشد،و اگر نه گاوى،و اگر نتواند سه روز روزه دارد.
و اگر بنسيان بود،چيزى لازم نباشد، لقوله ص:
«رفع عن امتى الخطا و النسيان، و ما استكرهوا عليه» .و مراد رفع احكام است،و لازم بودن كفارت از احكام است، بايد كه مرتفع شود.
و اگر با زن وطى كند پيش از طواف متعه و سعيش،اشترى لازم بود.و اگر در احرام حج باشد پيش از استادن بعرفات، حج تباه شود بلا خلاف،و آن را تمام بايد كرد.
دليلش: «وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ» ،يعنى:
حج و عمره را تمام كنيد.و فرقى نكرد ميان حج فاسد و غير فاسد.و با اين بدنه واجب بود احتياطا لبراءة الذمة.