فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٢١٢٤ - وَجْه
وجود است من حيث هو وجود بحسب سقوط اعتبارات يعنى حقيقتى كه با هر شىء است از غير مقارنه لاجرم وجود مقارن شىء باشد كه وجود باو موجود بود و به خود معدوم و غير هر شىء است از غير مباينه.
(از رسائل شاه نعمت الله ج ٣ ص ٣٣) از نبى اينما تولوا،خوان
ثم وجه اللهش متمم دان
يعنى آن سوى كه روى قصد آرى
تا حق بندگيش بگذارى
وجه حق كان بود حقيقت او
باشد آنجا به سوى او كن رو
عطار گويد:
اى دو عالم پرتوى از روى تو
جنة الفردوس خاك كوى تو
صد جهان پر عاشق سر گشته را
هيچ وجهى نيست الا روى تو
صد هزاران قصه دارم دردناك
دور از روى تو،هر موى تو
كور بايد گشت از ديد دو كون
تا توان كردن نگاهى سوى تو
وجهك وجه القمر،قلبك مثل الشجر
روحك روح البقاء،حسنك نور البصر
چشم تو چون ره زنده،ره زده را رهنما
زلف تو چون سركشد،عشوۀ هند و مخر
خلاصۀ كلام اينكه منظور از وجه جهت ظهور است.
نسفى گويد:هر فردى از افراد مركب و هر فردى از افراد بسيط مجازى و يا حقيقى ذات و وجه و نفس دارد.و صفات و اسامى و افعال دارند...و صورت جامعه و صورت متفرقه دارند جمله هشت چيز ميشوند (ذات و وجه و نفس مركبات،ذات و وجهو نفس بسائط و صورت متفرقۀ مركبات) و صورت جامعۀ هر چيز مخصوص است بذات آن چيز و صورت متفرقۀ مخصوص بوجه آن و صفات هر چيز مخصوص بذات آن.اسامى هر چيز مخصوص بوجه آن چيز و افعال مخصوص بنفس آن بود.
مزاج،حبه،بيضه و نطفه چهار مرتبۀ ذاتاند و امكان ندارد كه مواليد بىاين چهار موجود شوند.
هر يك برزخىاند ميان عالم تفريد و عالم تركيب و اين چهار چيز هر يك جوهر اولاند و هر يك از اين چهار را به چهار نام خواندهاند.كتاب خداى.لوح محفوظ، عالم جبروت و دوات.و اين جمله نامهاى عالم اجمال است.ذات از عالم اجمال است و بلكه خود عالم اجمال است و وجه از عالم تفصيل و بلكه خود عالم تفصيل است و ذات و وجه را كتاب خداى هم مىگويند اما ذات كتاب مجمل است و وجه كتاب مفصل و هر چيز كه در كتاب مجمل نوشته باشد در كتاب مفصل آن چيز پيدا خواهد آمد آنچه در كتاب مجمل نوشته بود قضاى خدا است و آنچه در كتاب مفصل پيدا آيد قدر است.پس قضا در مرتبۀ ذات است و قدر در مرتبۀ وجه است و اين چهار چيز كه گفته آمد چهار دوات بود و هر دواتى كاتب و لوح و قلم با خود دارند.طبيعت قلم مواليد است.كه از اين چهار دوات مىنويسد و كلماتى كه نويسد هيچ گاه پايان نپذيرد كه فرمود لو كان البحر مدادا لكلمات ربى لنفد البحر قبل آن تنقد كلمات ربى.مواليد آباء و امهاتاند و تجليات آباء و امهات نهايت ندارند و با